يَتَكَلَّمَ بِشَىْءٍ تَدَبِّرُهُ بِقَلْبِهِ ثُمَّ أمْضاهُ بِلِسانِهِ وَ إنَّ لِسانُ الْمُنافِقِ أمامَ قَلْبِهِ فَإذا هَمَّ بِشَىْءٍ أمْضاهُ بِلِسانِهِ وَلَمْ يَتَدَبَّرَه بِقَلْبِهِ
؛ زبان مؤمن در پشت قلب ( عقل ) اوست و هنگامى كه اراده كند سخنى بگويد نخست با عقل خود آن را بررسى مىكند سپس بر زبانش جارى مىسازد ولى زبان منافق جلو قلب ( عقل ) اوست هنگامى كه تصميم به چيزى بگيرد بدون مطالعه بر زبانش جارى مىسازد » .
در حديث ديگرى از امام اميرالمؤمنين عليه السلام مىخوانيم :
« يَسْتَدَلُّ عَلى عَقْلِ كُلِّ امْرِءٍ بِما يَجْرى عَلى لِسانِهِ ؛
سخنانى كه بر زبان هر انسانى جارى مىشود دليل بر ميزان عقل اوست » . « 1 »
نيز در همان كتاب در عبارت كوتاهترى آمده است :
« كَلامُ الرَّجُلِ ميزانُ عَقْلِهِ ؛
سخن انسان معيار عقل اوست » . « 2 »
در ادامهء همين كلمات قصار در جملهء 392 خواهد آمد :
« تَكَلَّمُوا تُعْرَفُوا فَإِنَّ الْمَرْءَ مَخْبُوءٌ تَحْتَ لِسَانِهِ ؛
سخن بگوييد تا شناخته شويد ؛ زيرا شخصيت انسان زير زبان او پنهان شده است » .
هرگاه در مورد عبادات و طاعات و گناهان و سيئات دقت كنيم مىبينيم قسمت عمدهء طاعات با زبان و قسمت مهم گناهان نيز با زبان است ، بنابراين زبانى كه در اختيار صاحبش نباشد بلاى بزرگى است و به عكس ، زبانى كه در اختيار عقل انسان باشد منبع بركات و طاعات فراوانى است .
نكته مفهوم واقعى عقل و حمق
در اينجا اين سؤال پيش مىآيد كه عقل و حماقت در انسانها ذاتى ايشان
هامش
( 1 ) . غررالحكم ، ص 209 ، ح 4033 .
( 2 ) . همان .