هم امرا گرفتار كبر و غرور نمىشوند و هم مردم مشقت توأم با ذلت را نمىبينند و هم در آخرت سربلند خواهند بود .
قابل توجه است كه در حديث ديگرى از امام صادق عليه السلام مىخوانيم : روزى امير مؤمنان به سراغ اصحابش آمد در حالى كه بر مركب سوار بود . گروهى پشت سر حضرت به راه افتادند . امام نگاهى به آنها كرد و فرمود : با من كارى داريد ؟
عرض كردند : نه يا اميرالمؤمنين ولى دوست داريم همراه تو راه برويم . امام به آنها فرمود :
« انْصَرِفُوا فَإِنَّ مَشْيَ الْمَاشِي مَعَ الرَّاكِبِ مَفْسَدَةٌ لِلرَّاكِبِ وَمَذَلَّةٌ لِلْمَاشِي ؛
برگرديد ، زيرا راه رفتن پياده در كنار سوار موجب مفسده ( غرور و خودبرتربينى ) براى شخص سوار و سبب ذلت براى پياده است » .
سپس امام صادق عليه السلام افزود : دفعهء ديگرى باز امام سوار بود و جمعى پشت سر او پياده به راه افتادند . امام عليه السلام فرمود :
« انْصَرِفُوا فَإِنَّ خَفْقَ النِّعَالِ خَلْفَ أَعْقَابِ الرِّجَالِ مَفْسَدَةٌ لِقُلُوبِ النَّوْكَى ؛
بازگرديد ، زيرا صداى كفشها پشت سر انسانها موجب فساد دلهاى احمقان مىشود ( نوكى جمع أنوَك بر وزن أحمق و به معناى احمق است » . « 1 »
بايد توجه داشت كه هدف از اين سخنان اين نيست كه مردم ، بزرگان را احترام نكنند ، بلكه منظور اين است كه احتراماتى كه نسبت به شاهان و مانند آنها داشتند و نشانهء ذلت و بدبختى احترامكنندگان بوده و مايهء غرور و نخوت احترام شوندگان ترك شود .
نكته روايت « نصر بن مزاحم »
از آنچه « نصر بن مزاحم » در كتاب صفين آورده استفاده مىشود كه
هامش
( 1 ) . بحارالانوار ، ج 41 ، ص 55 ، ح 2 .