تخطي إلى المحتوى الرئيسي

پيام امام امير المومنين ( ع ) ( فارسى ) — صفحة 249

مساهمون:

ص٢٤٩
هم امرا گرفتار كبر و غرور نمىشوند و هم مردم مشقت توأم با ذلت را نمىبينند و هم در آخرت سربلند خواهند بود . قابل توجه است كه در حديث ديگرى از امام صادق عليه السلام مىخوانيم : روزى امير مؤمنان به سراغ اصحابش آمد در حالى كه بر مركب سوار بود . گروهى پشت سر حضرت به راه افتادند . امام نگاهى به آنها كرد و فرمود : با من كارى داريد ؟ عرض كردند : نه يا اميرالمؤمنين ولى دوست داريم همراه تو راه برويم . امام به آنها فرمود : « انْصَرِفُوا فَإِنَّ مَشْيَ الْمَاشِي مَعَ الرَّاكِبِ مَفْسَدَةٌ لِلرَّاكِبِ وَمَذَلَّةٌ لِلْمَاشِي ؛ برگرديد ، زيرا راه رفتن پياده در كنار سوار موجب مفسده ( غرور و خودبرتربينى ) براى شخص سوار و سبب ذلت براى پياده است » . سپس امام صادق عليه السلام افزود : دفعهء ديگرى باز امام سوار بود و جمعى پشت سر او پياده به راه افتادند . امام عليه السلام فرمود : « انْصَرِفُوا فَإِنَّ خَفْقَ النِّعَالِ خَلْفَ أَعْقَابِ الرِّجَالِ مَفْسَدَةٌ لِقُلُوبِ النَّوْكَى ؛ بازگرديد ، زيرا صداى كفش‌ها پشت سر انسان‌ها موجب فساد دل‌هاى احمقان مىشود ( نوكى جمع أنوَك بر وزن أحمق و به معناى احمق است » . « 1 » بايد توجه داشت كه هدف از اين سخنان اين نيست كه مردم ، بزرگان را احترام نكنند ، بلكه منظور اين است كه احتراماتى كه نسبت به شاهان و مانند آنها داشتند و نشانهء ذلت و بدبختى احترام‌كنندگان بوده و مايهء غرور و نخوت احترام شوندگان ترك شود .

نكته روايت « نصر بن مزاحم »

از آنچه « نصر بن مزاحم » در كتاب صفين آورده استفاده مىشود كه
هامش
( 1 ) . بحارالانوار ، ج 41 ، ص 55 ، ح 2 .