تخطي إلى المحتوى الرئيسي

پيام امام امير المومنين ( ع ) ( فارسى ) — صفحة 208

مساهمون:

ص٢٠٨
كه بر اثر جهل ، بسيار به نزاع و ستيز برخيزد ، نابينايى او نسبت به حق پايدار خواهد ماند و كسى كه از راه حق منحرف شود ( و به دنبال هوس‌ها برود ) خوبى در نظرش بدى و بدى نزدش خوبى جلوه مىكند و گرفتار مستى گمراهى مىشود و آن كس كه به عناد و لجاج پردازد طرق رسيدن ( به حق ) براى او ناهموار مىگردد و كارها بر او سخت و پيچيده مىشود و در تنگنايى كه خارج شدن از آن مشكل است گرفتار خواهد شد . شك نيز بر چهار پايه استوار است : بر « مراء » ( گفت و گوى بىحاصل ) ، ترس ( از كشف حقيقت ) ترديد ( در تصميم‌گيرى ) ، و تسليم ( خودباختگى ) . آن كس كه مراء و گفت و گوى بىحاصل را عادت خود قرار دهد ظلمت و تاريكى شب‌هاى شك او را به روشنايى روزِ يقين نمىرساند و آن كس كه از حقايق پيش روى خود وحشت كند ( و از تصميم‌گيرى صحيح بپرهيزد ) به قهقرا باز مىگردد و آن كس كه در ترديد و دودلى باشد ( و در تصميم‌گيرى وسواس به خرج دهد ) زير سم شياطين له مىشود و كسى كه در برابر عوامل هلاكت خويش در دنيا و آخرت تسليم گردد ( و به مبارزه بر ضد اسباب شك و شبهه بر نخيزد ) در هر دو جهان هلاك خواهد شد . مرحوم سيّد رضى پس از پايان اين حديث مىگويد : بعد از اين كلام ، سخنان ديگرى بوده كه ما از بيم اطالهء سخن و خارج شدن از هدف اصلى در اين باب ، از آنها صرف نظر كرديم . « 1 »
هامش
( 1 ) . اين بخش از كلام امام عليه السلام در كتاب كافى و خصال شيخ صدوق و تحف العقول به صورت كاملًا متفاوتى با آنچه در نهج‌البلاغه آمده است ذكر شده و بعيد به نظر نمىرسد كه مرحوم سيّد رضى تلخيص كاملى در اينجا انجام داده و به صورتى كه در نهج‌البلاغه است در آورده و آنچه در نهج‌البلاغه آمده شباهت زيادى با متنى كه در روضة الواعظين آمده است دارد .