مَرَاحٍ وَلَا مَغْدًى ؛
بعضى از آنها كسانى هستند كه ناتوانىاشان آنها را از رسيدن به جاه و مقام بازداشته و دستشان از همه جا كوتاه شده آنگاه خود را به زيور قناعت آراسته و به لباس زاهدان زينت بخشيدهاند در حالى كه در هيچ زمان نه در شب و نه در روز در سلك زاهدان راستين نبودهاند » .
بسيارى از بنيانگذاران مذاهب باطله نيز در سلك همين زاهدان ريايى بودند .
به تعبيرى ديگر : زاهد كسى است كه وابسته به دنيا و اسير آن نباشد نه آنكس كه دستش از همه چيز تهى است . همانگونه كه امير مؤمنان على عليه السلام در تفسير زهد از آيهء شريفهء « لِكَيْلا تَأْسَوْا عَلى مَا فَاتَكُمْ وَلا تَفْرَحُوا بِما آتاكُمْ » « 1 » استفاده كرده است و مىفرمايد : « تمام زهد در دو جمله از قرآن آمده است ، خداوند سبحان مىفرمايد : بر گذشته تأسف نخوريد و نسبت به آنچه به شما داده است دلبند و شاد نباشيد » . « 2 »
امام عليه السلام در روايت ديگرى كه در غررالحكم آمده تعبير جالب ديگرى دارد و مىفرمايد :
« الزُّهْدُ أَقَلُّ ما يُوجَدُ وَأَجَلُّ ما يَعْهَدُ وَيَمْدَحُهُ الْكُلُّ وَيَتْرُكُهُ الْجُلُّ ؛
زهد و پارسايى كميابترين چيزها و ارزشمندترين آنهاست همگان آن را مىستايند ولى اكثر مردم به آن عمل نمىكنند » . « 3 »
دربارهء اهميت زهد و پارسايى و مراتب و درجات آن بحث مشروحى ذيل خطبهء 81 از همين كتاب آمده است .
اين سخن را با ذكر دو نكته پايان مىدهيم : نخست اينكه اگر سؤال شود چگونه مىتوان زاهد بود و زهد را پنهان كرد در پاسخ مىگوييم : شخص زاهد بايد در مجامع مانند ديگران رفتار كند ؛ مثلًا اگر سر سفرهاى است كه غذاهاى
هامش
( 1 ) . حديد ، آيهء 23 .
( 2 ) . نهج البلاغه ، كلمات قصار ، كلمهء 439 .
( 3 ) . غررالحكم ، ح 6054 .