اختيارى مانند آثارى كه در چهرهء انسان نمايان مىشود كار آسانى نيست .
اين پديده قانونى در روانشناسى است كه به وسيلهء آن بسيارى از مجرمان را به اعتراف وامىدارند و مطالبى را كه اصرار بر اخفايش دارند آشكار مىسازند .
امير مؤمنان على عليه السلام اين قانون مهم را در عبارتى كوتاه و بسيار پرمعنا در بالا بيان فرموده است .
در قرآن مجيد دربارهء منافقان مىخوانيم : « « أَمْ حَسِبَ الَّذينَ في قُلُوبِهِمْ مَرَضٌ أَنْ لَنْ يُخْرِجَ اللَّهُ أَضْغانَهُمْ * وَلَوْ نَشاءُ لَأَرَيْناكَهُمْ فَلَعَرَفْتَهُمْ بِسيماهُمْ وَلَتَعْرِفَنَّهُمْ في لَحْنِ الْقَوْلِ وَاللَّهُ يَعْلَمُ أَعْمالَكُمْ » ؛ آيا كسانى كه در دلهايشان بيمارى ( نفاق ) است گمان كردند خداوند كينههايشان را آشكار نمىسازد * و اگر ما بخواهيم آنها را به تو نشان مىدهيم تا آنان را با قيافههايشان بشناسى ، هرچند مىتوانى آنها را از طرز سخنانشان شناسايى كنى و خداوند اعمال شما را مىداند » . « 1 »
همانگونه كه منافقان و مجرمان را مىتوان از سخنان ناسنجيده و اشتباهآلود يا از رنگ رخسارهء آنها شناخت ، نيكوكاران و مؤمنان راستين را هم مىتوان از اين طريق شناسايى كرد ، لذا قرآن دربارهء ياران صديق پيامبر مىفرمايد : « سيماهُمْ فِى وُجُوهِهِمْ مِنْ أَثَرِ السُّجُودِ » « 2 » اين اثر سجده لازم نيست كه حتما به صورت پينههاى پيشانى باشد ، بلكه نورانيت درون سبب نورانيت برون مىشود .
اين اصل كلى نه تنها در كلمات حكما و انديشمندان و روانشناسان آمده ، بلكه در اشعار شعرا نيز بازتاب گستردهاى دارد . بسيارى از اديبان عرب و عجم در اين زمينه اشعارى سرودهاند « ابن معتز » شاعر عرب مىگويد :
تَفَقَّدْ مَساقِطَ لَحْظِ الْمُريبِ * فَإنَّ الْعُيُونَ وُجُوهُ الْقُلُوبِ
وَطالِعْ بِوادِرِهِ فِي الْكَلامِ * فَإنَّكَ تَجْني ثِمارَ الْعُيُوبِ
هامش
( 1 ) . محمد ، آيهء 29 و 30 .
( 2 ) . فتح ، آيهء 29 .