ولى همين آرزو هرگاه به صورت نامعقول درآيد و تبديل به آرزوهاى دور و دراز و دستنيافتنى شود انسان را چنان به خود مشغول مىدارد كه از همه چيز حتى خداوند و مرگ و معاد غافل مىشود و چنان سرگرم مىگردد كه ناگهان مرگش فرا مىرسد در حالى كه دستش از همه چيز تهى است .
تعبير به « مَنْ جَرى . . . » ( مطابق برخى نقلها ) « مَنْ أَرْخى عِنانَ أَمَلِهِ » ( كسى كه لجام آرزو را سست و رها كند . ) اشاره به همين آرزوهاست و به تعبير ديگر ، آرزو تشبيه به مركب سركشى شده كه اگر عنان و زمام او را رها كنند طغيان مىكند و انسان را در پرتگاه مىافكند .
دربارهء طول امل و درازى آرزوها و پيامدهاى سوء آن بحث گستردهاى در روايات معصومان آمده است كه به چند نمونهء آن اشاره مىشود .
از جمله در حديثى از امير مؤمنان على عليه السلام مىخوانيم :
« الأَمَلُ يُفْسِدُ الْعَمَلَ وَيَفْنِي الْأَجَلَ ؛
آرزوهاى دراز اعمال انسان را تباه مىكند و مرگ را به فراموشى مىافكند » . « 1 »
در حديث ديگرى از همان حضرت مىخوانيم :
« الأَمَلُ سُلْطانُ الشَّياطينِ عَلَى قُلُوبِ الْغافِلينَ ؛
آرزوى دور و دراز مايهء سلطهء شياطين بر دلهاى غافلان است » . « 2 »
باز در حديثى از همان حضرت آمده است :
« الأَمَلُ كَالسَّرابِ يُغِرُّ مَنْ رَآهُ وَيَخْلِفُ مَنْ رَجاهُ ؛
آرزوهاى دور و دراز همچون سراب است بيننده را مىفريبد و آن كس را كه بر آن دل ببندد مأيوس مىسازد » . « 3 »
* * *
هامش
( 1 ) . غررالحكم ، ح 7252 .
( 2 ) . همان ، ح 7206 .
( 3 ) . همان ، ح 7207 .