يَبْطِشُونَ بِها أَمْ لَهُمْ أَعْيُنٌ يُبْصِرُونَ بِها أَمْ لَهُمْ آذانٌ يَسْمَعُونَ بِها قُلِ ادْعُوا شُرَكاءَكُمْ ثُمَّ كِيدُونِ فَلا تُنْظِرُونِ ( 195 ) إِنَّ وَلِيِّيَ اللَّهُ الَّذِي نَزَّلَ الْكِتابَ وَ هُوَ يَتَوَلَّى الصَّالِحِينَ ( 196 ) وَ الَّذِينَ تَدْعُونَ مِنْ دُونِهِ لا يَسْتَطِيعُونَ نَصْرَكُمْ وَ لا أَنْفُسَهُمْ يَنْصُرُونَ ( 197 )
وَ إِنْ تَدْعُوهُمْ إِلَى الْهُدى لا يَسْمَعُوا وَ تَراهُمْ يَنْظُرُونَ إِلَيْكَ وَ هُمْ لا يُبْصِرُونَ ( 198 )
چرا برخى مردم كسانى همانند خود را به خدايى مىخوانند
رهنمودهايى از آيات :
در بتانى كه برخى مردم به جاى اللَّه به خدايى مىخوانند ، اميد آن نمىرود كه راه هدايت پيش پايشان بگشايند ، زيرا آنان عين فسادند ، پس بايد به سويى افكنده شوند . سپس لازم است كه انسان خود را از خضوع و عبوديت در برابر بتان ديگر يعنى طاغوت و ياران او ، چون علماى بد و توانگران و سپاهيان طاغوت برهاند بايد دريابد كه اينان خود بندگانى مخلوقند و ميان او و ايشان فرقى نيست و آنان را بر او امتيازى نيست . بتان هرگز نمىتوانند دعاى كس را اجابت كنند ، اعضايشان فالج است . مشتى ناتواناناند . بگذار همه دست به دست يكديگر دهند كه كارى از آنان ساخته نيست .
در حالى كه خداى يكتا يار و ياور بندگان صالح خود است . براى