تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير هدايت (فارسى) — صفحة 439

مساهمون:

ص٤٣٩
نيرو و عزم و خشونت و جدال را به زندگى بدهد زن مهربانى و عاطفه و نرمى و مدارا را ارزانى مىدارد ، و بدين گونه مكمل وجود يكديگر مىشوند .
فَلَمَّا تَغَشَّاها حَمَلَتْ حَمْلًا خَفِيفاً فَمَرَّتْ بِهِ
چون با او درآميخت به بارى سبك بارور شد و مدتى با آن سر كرد . » يعنى اعمال روز مرّه خود را انجام مىداد به آسانى و سهولت ، بدون آن كه از آن جنين احساس سنگينى كند ، جنينى كه به سرعت در شكم او رشد و تكامل مىيافت . آيا اين امر دليل اتقان صنع و لطف / 514 تدبير پروردگار حكيم و عليم نيست .
فَلَمَّا أَثْقَلَتْ دَعَوَا اللَّهَ رَبَّهُما لَئِنْ آتَيْتَنا صالِحاً لَنَكُونَنَّ مِنَ الشَّاكِرِينَ
- چون بار سنگين گرديد ، آن دو اللَّه پروردگار خويش را بخواندند كه اگر ما را فرزندى صالح دهى از سپاسگزاران خواهيم بود . » احساس سنگينى هرگز ملازم با احساس دشوارى نيست ، زيرا زن سالم به سبب حاملگى جز اندكى پيش از زايش ، دشوارى فراوانى احساس نمىكند . اين احساس ، به سبب آگاهى دادن بدوست در برابر مسئوليتى كه در پيش دارد تا براى انجام آن آماده باشد و وسائل راحتى و امنيت مهمان جديد را فراهم آورد . بدين ترتيب مىبينيم كه چگونه پدر و مادر دگرگون مىشوند و مسئوليت فراوانى را در برابر نوزاد احساس مىكنند و نخستين خواستشان اين است كه چكيدهء زندگى و پارهء جگرشان در جسم و روان سالم و صالح باشد و از فرط اين احساس مسئوليت شريكان پوچ ديگر را از ميان مىبرند و به سوى خدايشان روى مىآورند ، چنان كه انسان به هنگام دشواريهاى شديد همهء شركاء را از ياد مىبرد و تنها سپاس الهى را به جاى مىآورند و به تعهّدات كودك نورسيده مثل تربيت صحيح و رساندن طفل به سطح پدر و مادر خود - اگر انسانهايى صالح باشند - مىپردازند .

انسان و فراموشى

[ 190 ] ولى انسان اين تعهد خود فراموش مىكند و بار ديگر نظرش متوجه شريكان مىشود . مراد از شريكان هر نيروى مادى است كه به زور بشر را به راههاى