/ 365
قوم لوط و سرانجام جرايم اخلاقى
رهنمودهايى از آيات :
همان قضايا كه در داستان عاد و ثمود مشاهده كرديم در داستان قوم لوط هم تكرار شده است . خداوند به قوم لوط نعمتها و بركات خويش ارزانى داشت ولى آنان نتوانستند به گونهاى درست از آن نعمتها سود برند و از جادهء مستقيم منحرف شدند و براى ارضاء شهوات جنسى خويش مرتكب عملى ناپسند گرديدند و به جاى زنان با همجنسان مرد خويش شهوت راندند .
مردمى در گرداب فجور فرو رفتهاند ، در حالى كه از نعمت امن و راحت برخوردارند ، در اين حال نداى آسمانى آنان را از عواقب كارهاى ناپسندشان آگاه مىسازد و هشدارشان مىدهد ولى آنان نه تنها متنبه نمىشوند ، بلكه مىخواهند لوط را از شهر خود برانند . تهمت لوط پاكى و پاكدامنى است و در جامعهاى كه پاكى و پاكدامنى را جرم و جنايت مىشمارند ، جايى براى او نيست .
زمان عقاب فرا مىرسد ، لوط و خاندانش كه به رسالت او ايمان آوردهاند از بلا نجات مىيابند و ديگران هلاك مىشوند . زن لوط هم به سبب پيروى از مردم شهر جزء هلاك شدگان است . عقاب خداوندى بدين گونه بود كه باران بلا بر سرشان باريد . آرى ، پيش از اين باران لطف و رحمت بود و اكنون باران خشم و نقمت .
/ 366 پيامبران مردم را از عواقب اعمال زشتشان بر حذر مىدارند ولى بيشتر مردم به سخن ايشان گوش نمىدهند و به هلاكت مىرسند .