تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير هدايت (فارسى) — صفحة 313

مساهمون:

ص٣١٣
تحرك مؤمنان را بگيرند ، زيرا ناقه سمبل وحدت ايشان بود و عنوان فعاليت اجتماعى آنها . ولى اينان خطا كردند ، زيرا كشتن ناقه همان بود و گرفتار غضب پروردگار شدن همان .
فَعَقَرُوا النَّاقَةَ
- پس ماده شتر را كشتند . » مشهور اين است كه از آن جمع تنها يك تن ناقه را كشت ولى بقيه به عمل او رضا دادند و اين امر به مثابهء آن بود كه همه در كشتن ناقه شريك بوده‌اند . از اين رو مىگويد :
وَ عَتَوْا عَنْ أَمْرِ رَبِّهِمْ
- و از فرمان پروردگارشان سرباز زدند . » زيرا از مرزى كه براىشان معين شده بود گذشتند و به فساد گراييدند و حال آن كه خدا اصلاح آنها را مىخواست .
وَ قالُوا يا صالِحُ ائْتِنا بِما تَعِدُنا إِنْ كُنْتَ مِنَ الْمُرْسَلِينَ
- و گفتند : اى صالح ، اگر پيامبر هستى آنچه را به ما وعده داده‌اى بياور . »

پايان حتمى

[ 78 ] سرانجام كار عصيان ثمود سرانجام همهء طاغوتان مستكبر است كه فساد از حد مىگذرانند . پس خداوند بر قوم ثمود عذاب نازل كرد . زمين زير پايشان به لرزه درآمد و آنچه ساخته بودند خراب شد و هم چنان كه نشسته بودند بىآن كه فرصت آن يابند كه پاى خود دراز كنند و خود را براى مردن آماده كنند ، جان سپردند .
فَأَخَذَتْهُمُ الرَّجْفَةُ فَأَصْبَحُوا فِي دارِهِمْ جاثِمِينَ
- پس زلزله‌اى سخت آنان را فرو گرفت و در خانه‌هاى خود بر جاى مردند . » [ 79 ] افراد بشر براى نجات همنوعان و برادران خود مىشتابند ولى چون مستكبران بميرند كسى براى ايشان محزون نمىشود / 363 و اين منتهاى شوربختى و عار و ننگى است كه كسى به آن گرفتار مىآيد .
فَتَوَلَّى عَنْهُمْ وَ قالَ يا قَوْمِ لَقَدْ أَبْلَغْتُكُمْ رِسالَةَ رَبِّي وَ نَصَحْتُ لَكُمْ