اين حال استثمار شوندگان به سوى آيينى تازه مىشتابند كه به جامعه بشارت عدالت و اصلاح مىدهد . آن گاه پيكارى شديد ميانشان درمىگيرد و اين پيكار به رهايى استثمار شوندگان و هلاكت استثمار كنندگان مىانجامد .
قالَ الْمَلَأُ الَّذِينَ اسْتَكْبَرُوا مِنْ قَوْمِهِ لِلَّذِينَ اسْتُضْعِفُوا لِمَنْ آمَنَ مِنْهُمْ أَ تَعْلَمُونَ أَنَّ صالِحاً مُرْسَلٌ مِنْ رَبِّهِ قالُوا إِنَّا بِما أُرْسِلَ بِهِ مُؤْمِنُونَ
- مهتران قومش كه گردنكشى مىكردند به زبون شدگان قوم كه ايمان آورده بودند ، گفتند : آيا مىدانيد كه صالح از جانب پروردگارش آمده است ؟ گفتند : ما به آيينى كه بدان مأمور شده ، ايمان داريم . » مستكبران مىخواهند هم طبيعت را فساد سازند و هم انسان را . از اين رو مىبينى كه افكار مستضعفان را فاسد مىكنند و آنان را به وادى گمراهى مىكشند .
تا بهتر بتوانند استثمار ايشان را ادامه دهند و دسترنجشان را بربايند . ولى در عين حال گروهى از مستضعفان به سوى ايمان مىشتابند ، مبارزه ميان آن دو گروه در مىگيرد .
[ 76 ] از اين رو مستكبران را مىبينى كه به امر رسالت رسل ، ايمان نمىآورند ، زيرا مستضعفان به آن مىگروند و از آن به عنوان حربهاى عليه ايشان استفاده مىكنند و اين عقيدت از لابلاى گفتارشان مشهود است .
قالَ الَّذِينَ اسْتَكْبَرُوا إِنَّا بِالَّذِي آمَنْتُمْ بِهِ كافِرُونَ
- گردنكشان گفتند :
ما به كسى كه شما ايمان آوردهايد ، ايمان نمىآوريم . » مستكبران خواستار دينى هستند كه آنان را در استثمارگريشان تأييد كند و سلطهء آنان را بر زحمتكشان تضمين نمايد بنا بر اين آيين آنها با آيين اينان فرق دارد .
زحمتكشان و مستضعفان دينى را مىجويند كه وسيلهء رهاييشان باشد از يوغ ستم ستمگران .
/ 362 [ 77 ] تا مستكبران در برابر آيين مستضعفان جبههگيرى مىكنند و تا تنها وسيلهء رهاييشان را از چنگشان به در آورند ، آهنگ كشتن ناقهء صالح كردند . و اين ناقه رمز رسالت الهيه بود در نزد قوم ثمود . ناقه را كشتند بدين پندار كه مگر جلو