وَ قاسَمَهُما إِنِّي لَكُما لَمِنَ النَّاصِحِينَ
- و برايشان سوگند خورد كه نيكخواه شمايم . » در اين آيه از « مقاسمه » سخن رفته كه از باب مفاعله است و بايد ميان دو تن واقع شود . يعنى چون قسم خورد آنها نيز قسم خوردند كه چنان نكنند ولى ابليس براى معارضه با قسم آنها قسم خود مكرر ساخت .
[ 22 ] اين تفسير غلط و دروغ و قسم همه فريب بودند . يعنى فقط به يك سو توجه داشتن / 290 و جوانب ديگر را مهمل گذاشتن .
زيرا اصل غرور همان لباس است تا همهء جوانب آن پيدا نشود و شيطان از لابلاى غرور به دل آدمى ره مىيابد و مىكوشد تنها زاويهاى از زواياى حقايق را مورد تأكيد قرار دهد و ديگر زوايا را رها مىكند .
فَدَلَّاهُما بِغُرُورٍ
- آن دو را بفريفت و به پستى افكند . » سرانجام اندكى از آن درخت خوردند به ناگاه شرمشان نمودار شد . چون به يكديگر نگريستند حيا كردند و برگهاى درخت كندند و بر خود نهادند ، شايد چون جامهاى عيب ايشان بپوشاند . معلوم است كه فرزندان آدم چون از شيطان پيروى كنند نقايصشان آشكار شود و ارادهشان ضعيف گردد و مقاومتشان در برابر شيطان كم شود .
فَلَمَّا ذاقَا الشَّجَرَةَ بَدَتْ لَهُما سَوْآتُهُما وَ طَفِقا يَخْصِفانِ عَلَيْهِما مِنْ وَرَقِ الْجَنَّةِ
- چون از آن درخت خوردند ، شرمگاهشان آشكار شد و به پوشيدن خويش از برگهاى بهشت پرداختند . » از اينجا مرحلهء امتحان پايان گرفت و خداوند ندايشان داد كه آيا شما را از آن درخت نهى نكرده بودم ؟ بدين گونه پس از ارتكاب جريمه ضمير خفتهء ايشان بيدار شد .
وَ ناداهُما رَبُّهُما أَ لَمْ أَنْهَكُما عَنْ تِلْكُمَا الشَّجَرَةِ وَ أَقُلْ لَكُما إِنَّ الشَّيْطانَ لَكُما عَدُوٌّ مُبِينٌ
- پروردگارشان ندا داد ، آيا شما را از آن درخت منع نكرده بودم و نگفته بودم كه شيطان به آشكارا دشمن شماست ؟ »