و عمل و عدل به منزلهء هدف اين صدق . اما فرهنگهاى جاهلى بر اساس گمان و پندار بنا شده است . گمان و پندار چيست ؟
گمان ( ظنّ ) تصورى است كه از هواهاى ذاتى و شهوات و فشارها سرچشمه مىگيرد ، يا همان است كه تو در ذهن خود مىآفرينى نه براى آن كه آن را با واقعيت خارجى منطبق سازى بلكه آن را بدل و جانشين آن واقعيتها سازى . مثلا تصورات شعراء از زندگى پندارهايى بيش نيست . زيرا اينها نمىخواهند واقعيت حيات را آن چنان كه هست كشف كنند بلكه مىخواهند حيات را از روى الگويى كه در خاطر دارند بسازند ، از اين روست كه مىگويند كه ( شعر هر چه دروغتر باشد شيرين است ) و چنين است تصورى كه نظام طاغوتى از مصالح ملت دارد .
فرق گمان با علم اين است كه گمان با تكيه بر خود قائم است و حال آن كه علم قائم به حقيقت است . مثلا علم توبه طلوع ماه بر اساس وجود آن است و چون غروب كند علم تو نيز زايل مىشود . اما اگر شكل ماه را بر ديوار خانهات بكشى اين تصوير قائم به ذات خويش است . خواه ماهى باشد يا نه .
بشر گاه تابع تصور و احتمال است و اين به هنگامى است كه براى كشف حقيقت احساس ضرورت نكند ، بلكه به جعل يك سلسله فرضيات پيرامون آن بپردازد ، مثل زمانى كه مردم دربارهء آسمان و ستارگان حرفهايى مىزنند ولى جز احتمال برهانى در دست ندارند .
/ 172 بيشتر افراد بشر در وادى گمان و پندار سرگردانند زيرا چراغ رسالت را فرا راه خويش قرار ندادهاند ، هدايت كمالى است كه جز كسانى كه در پاكى نفس خويش مجاهدت ورزيدهاند به آن نخواهند رسيد .
وَ إِنْ تُطِعْ أَكْثَرَ مَنْ فِي الْأَرْضِ يُضِلُّوكَ عَنْ سَبِيلِ اللَّهِ إِنْ يَتَّبِعُونَ إِلَّا الظَّنَّ وَ إِنْ هُمْ إِلَّا يَخْرُصُونَ
- اگر از اكثريتى كه در اين سرزمينند پيروى كنى ، تو را از راه خدا گمراه سازند . زيرا جز از پى گمان نمىروند و جز به دروغ سخن نمىگويند . » [ 117 ] هنگامى كه بيشتر افراد بشر گمراهانند و پيرو گمان خويش ،