افكند ، از وادى اجتماع به آستان حقيقت .
فَلَمَّا أَفَلَتْ قالَ يا قَوْمِ إِنِّي بَرِيءٌ مِمَّا تُشْرِكُونَ
و چون فروشد گفت :
اى قوم ! من از آنچه شريك خدايش مىدانيد بيزارم . » برخى خورشيد را كه يكى از مخلوقات خداست شريك آن آفريننده جهان قرار مىدهند ، در حالى كه آن كه شايستهء عنوان الوهيت است بايد توانا و آزاد باشد هر چه اراده كند به انجام رساند و خورشيد مسخّر امر پروردگار خود است و هيچ از خود ندارد . و نتواند در طلوع و غروب خود از فرمان پروردگارش سر برتابد .
تسليم مطلق . . . آخرين مرحله
[ 79 ] ابراهيم مخلوق رها كرد روى به درگاه خالق نهاد ، طبيعت را پس پشت افكند و به درگاه كسى روى نهاد كه مدبر و گردانندهء آن است . و گفت :
إِنِّي وَجَّهْتُ وَجْهِيَ لِلَّذِي
من از روى اخلاص روى به درگاه كسى آوردم . » يعنى راه اللَّه را راه خود برگزيدم و خشنودى او را هدف خويش .
/ 115
فَطَرَ السَّماواتِ وَ الْأَرْضَ حَنِيفاً
كه آسمانها و زمين را آفريده است . » آفريده است و راه هر يك را نيز معين كرده و بدين گونه قدرت تام و تمام خود بر آنها تحميل كرده است .
هنگامى كه ابراهيم روى پرستش به درگاه خداوندى نهاد و از همهء شريكان رخ برتافت و همهء بتان فرو كوبيد صفت « حنيف » يافت يعنى مخلص در ايمان ، روى گرداننده از هر چه مردم راه گمراه مىكند و از همه رسوم و تقاليد گمراه كنندهء آنان و گفت :
وَ ما أَنَا مِنَ الْمُشْرِكِينَ
من از مشركان نيستم . »