سپس مىافزايد : « و تمام آنچه را ( از اين و آن ) مىشنوى براى مردم بازگو مكن ، زيرا اين كار براى آلودگى تو به دروغ كافى است » ؛
( وَلَا تُحَدِّثِ النَّاسَ بِكُلِّ مَا سَمِعْتَ بِهِ ، فَكَفَى بِذَلِكَ كَذِباً )
. در خطبهء 141 خوانديم كه امام عليه السلام مىفرمايد :
« أَمَا إِنَّهُ لَيْسَ بَيْنَ الْحَقِّ وَالْبَاطِلِ إِلَّا أَرْبَعُ أَصَابِعَ ؛
بدانيد ميان حق و باطل تنها به اندازهء چهار انگشت فاصله است » .
كسى از آن حضرت پرسيد : معناى اين سخن چيست ؟ آن حضرت چهار انگشت خود را جمع كرد و در ميان چشم و گوشش گذاشت سپس فرمود :
« الْبَاطِلُ أَنْ تَقُولَ سَمِعْتُ وَالْحَقُّ أَنْ تَقُولَ رَأَيْتُ ؛
باطل آن است كه بگويى شنيدم و حق آن است كه بگويى ديدم » .
اين سخن به قدرى مشهور است كه به شكل ضرب المثلى در آمده و در فارسى هم گفته مىشود ميان حق و باطل چهار انگشت است .
سرانجام مىفرمايد : « و ( نيز ) تمام آنچه را مردم براى تو نقل مىكنند تكذيب مكن ، زيرا اين كار براى نادانى تو كفايت مىكند » ؛
( وَلَا تَرُدَّ عَلَى النَّاسِ كُلَّ مَا حَدَّثُوكَ بِهِ ، فَكَفَى بِذَلِكَ جَهْلًا )
. امام عليه السلام در نخستين مرحله بر اين معنا تأكيد دارد كه انسان خود را از مواضع تهمت دور سازد و از اعمال و رفتار و گفتارى كه موجب سوء ظن مردم مىشود و آنها را به غيبت و تهمت وا مىدارد بپرهيزد .
در حديث معروفى كه در سنن ابوداود از امام سجاد عليه السلام نقل شده مىخوانيم :
صفيه ( همسر پيامبر ) مىگويد : پيغمبر اكرم صلى الله عليه و آله در مسجد معتكف بود . من شب هنگام به زيارت آن حضرت رفتم . مدتى با او سخن گفتم سپس برخاستم كه بازگردم او نيز با من آمد . در اين هنگام دو نفر از مردان انصار از كنار ما عبور كردند . هنگامى كه پيغمبر اكرم صلى الله عليه و آله را ديدند بر سرعت خود افزودند . پيغمبر فرمود : آرامتر برويد اين زن ، صفيه ( همسر من ) است . آن دو نفر گفتند : سبحان
پيام امام امير المومنين ( ع ) ( فارسى ) — صفحة 340
مساهمون: الشيخ ناصر مكارم الشيرازي
ص٣٤٠