اللَّه اى رسول خدا ( اين چه سخنى است كه مىفرماييد مگر ما دربارهء تو شك كرديم ؟ ) پيغمبر فرمود : شيطان همچون خون در عروق انسان جريان دارد . من ترسيدم كه گمان بدى در شما ايجاد شود » . « 1 »
وقتى پيغمبر اكرم صلى الله عليه و آله با آن قداستى كه داشت و حسن ظنى كه همهء مردم به او داشتند اين چنين رفتار كند تكليف ديگران روشن است .
اين نكته نيز شايان دقت است كه جملهء
« وَلا تُحَدِّثِ
. . . » و جملهء
« لا تَرُدَّ
. . . » در واقع ناظر به نهى از افراط و تفريط است ؛ از يك سو انسان نبايد آنقدر خوشباور باشد كه هرچيزى را كه مىشنود بپذيرد و همه جا نقل كند و از سوى ديگر نبايد آنقدر ديرباور و داراى سوء ظن باشد كه هرچه را مىشنود در آن ترديد كند كه اوّلى سبب اشاعهء كذب و دومى نشانهء جهل است .
سپس امام ، چهار اندرز ديگر مىدهد كه شامل اندرزهاى دوازدهم تا پانزدهم است ، مىفرمايد : « خشمت را فرو بر و به هنگام قدرت ( بر انتقام ) گذشت كن و در موقع غضب ، بردبارى نما و آنگاه كه حكومت در دست توست عفو و مدارا كن تا عاقبت نيك براى تو باشد » ؛
( وَاكْظِمِ « 2 » الْغَيْظَ ، وَتَجَاوَزْ عِنْدَ الْمَقْدَرَةِ ، وَاحْلُمْ
عِنْدَ الْغَضَبِ ، وَاصْفَحْ مَعَ الدَّوْلَةِ ، تَكُنْ لَكَ الْعَاقِبَةُ )
. اين چهار دستور كه قريبالمعنى هستند با دقت با يكديگر تفاوت دارند ؛ « كظم غيظ » مربوط به آنجاست كه خشم وجود انسان را پر كرده گويا مىخواهد از درون او خارج شود و او گلوى خود را مىفشارد تا خشمش بيرون نريزد .
« وَتَجَاوَزْ عِنْدَ الْمَقْدَرَةِ »
اشاره به آنجايى است كه انسان بر دشمنش پيروز شده و مىتواند انتقام بگيرد ؛ امام دستور مىدهد انتقام جو مباش .
هامش
( 1 ) . سنن ابىداود ، ج 1 ، ص 551 ، ح 2470
( 2 ) . « اكْظِم » صيغهء امر است از ريشهء « كَظْم » بر وزن « نظم » كه در اصل به معناى بستن دهان مشك است . سپسبه معناى فرو بردن خشم به كار رفته ، گويى انسان گلوى خود را مىفشارد كه خشم از درون او بيرون نيايد همانگونه كه گلوى مشك را مىبندد تا آبى كه درون آن است بيرون نريزد