تخطي إلى المحتوى الرئيسي

پيام امام امير المومنين ( ع ) ( فارسى ) — صفحة 475

مساهمون:

ص٤٧٥
و عداوتى از آنان به دل نگيرند محبّت و وفادارى آنان به حكومت آشكار مىگردد . اين تعبير ممكن است اشاره به اين باشد كه بسيارى از مردم به حكم اجبار و خوف و ترس ، ممكن است ثناخوان زمامداران باشند در حالى كه سلامتِ صدور ندارند . مودت واقعى زمانى ظاهر و آشكار مىشود كه دل‌هاى آنها به زمامداران علاقه‌مند باشد . در ادامه مىافزايد : « خيرخواهى آنها در صورتى كاملًا مفيد واقع مىشود كه با ميل خود گرداگرد زمامداران جمع شوند و حكومتِ آنها بر ايشان سنگين نباشد و انتظارِ پايان گرفتن مدت حكومتشان را نكشند » ؛ ( وَلَا تَصِحُّ نَصِيحَتُهُمْ إِلَّا بِحِيطَتِهِمْ عَلَى وُلَاةِ الْأُمُورِ ، وَقِلَّةِ اسْتِثْقَالِ « 1 » دُوَلِهِمْ ، وَتَرْك اسْتِبْطَاءِ « 2 » انْقِطَاعِ مُدَّتِهِمْ ) . جالب اينكه امام براى دوام و بقاى حكومت‌ها روى مسألهء قدرت ظاهرى و تسلط لشكر و نيروى انتظامى و اطلاعاتى بر مردم تكيه نمىكند ، بلكه تمام تكيه‌اش بر دل‌هاى مردم و جنبه‌هاى عاطفى آنان است و راه جلب محبّت آنان را نيز به خوبى نشان مىهد . در حالى كه در گذشته و حتى دنياى امروز بسيارى از حكومت‌ها بقاى خود را در گروى سلطهء ظاهرى بر مردم مىشمرند و غالباً ديده‌ايم مردم ناراضى با فراهم آمدن فرصت بر ضد آنها قيام كرده‌اند و طومار قدرتشان را در هم پيچيده‌اند . در شرح نهج‌البلاغهء مرحوم علّامهء شوشترى آمده است كه « زهرى » مىگويد : « روزى وارد بر عمر بن عبد العزيز شدم در همان اثنا كه من نزد او بودم نامه‌اى از يكى از فرماندارانش به او رسيد كه مضمونش اين بود كه شهر او نياز به تعمير و مرمت دارد . من به او گفتم : اتفاقاً يكى از فرمانداران على عليه السلام شبيه اين نامه را به
هامش
( 1 ) . « اسْتِثْقال » يعنى سنگين شمردن از ريشهء « ثِقْل » گرفته شده است . ( 2 ) . « استبطاء » به معناى كند شمردن از ريشهء « بُطْء » بر وزن « قطب » به معناى كند بودن گرفته شده است .