آن حضرت نوشته بود و امام در پاسخ او نوشت :
« أمَّا بَعْدُ ، فَحَصِّنْها بِالْعَدْلِ وَنَقِّ طُرُقَها مِنَ الْجَوْرِ ؛
بعد از حمد و ثناى الهى شهر خود را با عدالت محكم كن و جادههايش را از ظلم و جور پاك گردان » با شنيدن اين سخن ، عمر بن عبدالعزيز همان را در پاسخ فرماندارش نوشت . « 1 »
سپس امام عليه السلام در مورد تشويقهاى مادى مىفرمايد : « بنابراين ميدان آرزوها را ( براى زندگى ) در برابر سپاهت وسعت بخش ( و نيازهاى آنها را از اين نظر تأمين كن ) » ؛
( فَافْسَحْ فِي آمَالِهِمْ « 2 » ) .
آمال ( آرزوها ) مفهوم وسيعى دارد كه شامل تمام نيازهاى ضرورى و رفاهى مىشود . بديهى است اگر فرماندهان لشكر و سپاهيان فكرشان از ناحيهء تأمين زندگى راحت نباشد كارآيى آنها در ميدان نبرد كم مىشود .
امام عليه السلام در ادامهء اين سخن به تشويقهاى روانى پرداخته مىفرمايد : « پيوسته آنها را تشويق نما و پياپى كارهاى مهمى را كه افرادى از آنها انجام دادهاند برشمار ، زيرا يادآورىِ كارهاى نيكِ آنها افراد شجاعشان را به فعاليتِ بيشتر وامىدارد و كمكاران را به كار تشويق مىكند . ان شاء اللَّه » ؛
( وَوَاصِلْ فِي حُسْنِ الثَّنَاءِ عَلَيْهِمْ ، وَتَعْدِيدِ مَا أَبْلَى ذَوُو الْبَلَاءِ « 3 » مِنْهُمْ فَإِنَّ كَثْرَةَ الذِّكْرِ لِحُسْنِ أَفْعَالِهِمْ
هامش
( 1 ) . شرح نهجالبلاغهء علّامهء شوشترى ، ج 8 ، ص 538 . اين داستان در تاريخ يعقوبى ، ج 2 ، ص 306 آمده است .
( 2 ) . گاه تصور مىشود كه ضمير « آمالِهِم » و ضميرهاى جمع كه بعد از آن آمده بايد به رعايا برگردد ، زيرا قبلًا ضماير مشابهى بوده كه تمام به آنها بازگشت مىكرده ؛ ولى قراين موجود در عبارت ( مانند واژهء شجاع وناكِل ) نشان مىدهد كه اين جملهها بازگشتى است به مسائل مربوط به فرماندهان .
اضافه بر اين مرحوم سيّد رضى به هنگام گزينش جملهها ، جملهاى در اين وسط بوده كه آن را محذوف داشته در حالى كه اين جمله بيانگر بازگشت اين توصيهها به فرماندهان لشكر است . در تحف العقول بعد از ذكر جملهء « انقِطاعِ مُدَّتِهِم » آمده است : « ثُمَّ لا تَكْلَنْ جُنُودَكَ إلى مَغْنَمٍ وَزَعْتَهُ بَيْنَهُمْ » . ( تحفالعقول ، ص 89 ) .
( 3 ) . « بلاء » معناى اصلى آن آزمايش كردن است كه گاه بهوسيلهء نعمتها و گاه مصائب صورت مىگيرد و بههمين جهت بلاء گاه به معناى نعمت و گاه به معناى مصيبت آمده است . در عبارت بالا اشاره به كارهاى قهرمانانهاى است كه از لشكر صادر مىشود ( اين واژه از ريشهء « بَلى يَبْلو » است و واژهء أبلى كه در عبارات بالاست نيز از همين ماده گرفته شده است ) .