كارها ( و مشكلات و نيازهاى ) آنها را بررسى كن آنگونه كه پدر و مادر از فرزندشان تفقد مىكنند » ؛
( ثُمَّ تَفَقَّدْ مِنْ أُمُورِهِمْ مَا يَتَفَقَّدُ الْوَالِدَانِ مِنْ وَلَدِهِمَا ) .
به اين ترتيب فرماندهء لشكر نسبت به فرماندهان جزء بلكه نسبت به همهء لشكر بايد همچون پدر و مادر دلسوز ، پر محبّت و جستجوگر دربارهء نيازهايشان باشد و پيوند عاطفى محكمى با آنها برقرار سازد كه سبب وفادارى آنها به فرمانده و پايدارى آنان در ميدان جنگ شود .
در دستور دوم مىافزايد : « هرگز نبايد چيزى كه آنها را به وسيلهء آن تقويت كردهاى در نظر تو بزرگ آيد » ؛
( وَلَا يَتَفَاقَمَنَّ « 1 » فِي نَفْسِكَ شَيْءٌ قَوَّيْتَهُمْ بِهِ ) .
اشاره به اينكه هر اندازه خدمات تو بزرگ باشد باز هم آن را كوچك بشمر و در فكر بهتر از آن باش .
در دستور سوم مىفرمايد : « و نيز نبايد لطف و محبّتى را كه دربارهء آنها ابراز مىدارى ، هرچند كوچك باشد حقير بشمرى » ؛
( وَلَا تَحْقِرَنَّ لُطْفاً تَعَاهَدْتَهُمْ « 2 » بِهِ
وَإِنْ قَلَّ ) .
آنگاه امام عليه السلام دليلى براى اين گفتار خود ( رسيدگى به امور كلى و جزئى فرماندهان لشكر و سپاه ) ذكر كرده و مىفرمايد : « اين امر آنها را به خيرخواهى و حسن ظن به تو وادار مىكند ( و پيوندهاى عاطفى را محكم مىسازد ) » ؛
( فَإِنَّهُ دَاعِيَةٌ لَهُمْ إِلَى بَذْلِ النَّصِيحَةِ لَكَ ، وَحُسْنِ الظَّنِّ بِكَ ) .
در چهارمين دستور مىفرمايد : « هرگز تفقد و تلاش براى اصلاح امور كوچكِ
هامش
( 1 ) . « لَا يَتَفَاقَمَنَّ » از ريشهء « تفاقُم » به معناى بزرگ و خطير بودن است و از مادّهء « فقم » بر وزن « فهم » كه به همين معنا آمده است .
( 2 ) . « تَعَاهَدْتَهُمْ » از ريشهء « تعاهُد » و از مادّهء « عهد » گاه به معناى پيمان بستن و گاه به معناى سرپرستىو رسيدگى نمودن است و اينكه در بعضى روايات وارد شده به هنگام ورود در مسجد « تعاهد نعلين » كنيد اشاره به همين معناى وارسى كردن جهت آلوده نبودن است ( در حديثى از پيغمبر اكرم صلى الله عليه و آله مىخوانيم : « تَعَاهَدُوا نِعَالَكُمْ عِنْدَ أَبْوَابِ مَسَاجِدِكُمْ » ( بحارالانوار ، ج 80 ، ص 367 ) . در عبارت بالا نيز همين معنا اراده شده است ؛ يعنى رسيدگى به امر لشكر .