واژهء « حلم » در اينجا ممكن است به معناى عقل « 1 » و شايد به معناى خويشتندارى و بردبارى باشد . جملههاى بعد از آن معناى دوم را تقويت مىكند .
آنگاه امام بعد از ذكر اين سه وصف به دو وصف ديگر اشاره مىكند كه در واقع تفصيلى است براى وصف اخير . مىفرمايد : « ( فرماندهء لشكر تو بايد ) از كسانى باشد كه دير خشم مىگيرد و زود عذر مىپذيرد » ؛
( مِمَّنْ يُبْطِئُ عَنِ الْغَضَبِ ، وَيَسْتَرِيحُ إِلَى الْعُذْرِ ) .
بديهى است منظور سهلانگارى و عذرپذيرى در برابر مسائل مهم و سرنوشتساز نيست منظور خطاهاى جزئى است كه ممكن است از همه كس سر بزند . فرماندهء لشكر بايد در برابر اين امور خونسرد و عذرپذير باشد .
حضرت در ادامهء اين سخن به چهار وصف ديگر اشاره كرده مىفرمايد :
« كسى باشد كه نسبت به ضعفا رئوف و مهربان و در برابر زورمندان پرقدرت باشد ، كسى كه مشكلات ، او را از جا به در نمىبرد و ضعف ، او را به زانو در نمىآورد » ؛
( وَيَرْأَفُ بِالضُّعَفَاءِ ، وَيَنْبُو « 2 » عَلَى الْأَقْوِيَاءِ ، وَمِمَّنْ لَايُثِيرُهُ « 3 » الْعُنْفُ ، وَلَا
يَقْعُدُ بِهِ الضَّعْفُ ) .
اين اوصاف از آن كسانى است كه با شخصيت ، شجاع و پراستقامت باشند ؛ چنين افرادى در برابر افراد ضعيف مهربانند . آنها را در زير چتر حمايت خود مىگيرند و مورد محبّت قرار مىدهند و به عكس در برابر زورمندان با قدرت مىايستند و هرگز سر خود را در مقابل آنها خم نمىكنند . مشكلات را با عقل وتدبير وقدرت حل مىكنند و در برابر هيچكس وهيچكارى ضعف نشان نمىدهند .
هامش
( 1 ) . قرآن مجيد دربارهء كافران مىگويد : « أَمْ تَأْمُرُهُمْ أَحْلامُهُمْ بِهذا أَمْ هُمْ قَوْمٌ طاغُونَ » . ( طور ، آيهء 32 )
( 2 ) . « يَنْبو » از ريشهء « نَبْو » بر وزن « نذر » در اصل به معناى اثر نگذاشتن شمشير و تير و امثال آن است سپس بهمعناى موافق نبودن و تسليم نشدن بهكار رفته و در عبارت بالا همين معنا اراده شده است .
( 3 ) . « لايُثيرُهُ » از ريشهء « اثاره » به معناى برانگيختن و يا برانگيزاندن آمده است .