مِنْ عَقْلِكَ ) .
امام عليه السلام در عبارات بسيار پر معناى خود ، نگاه به عظمت ملك خداوند و قدرت وسيع او را ، سرچشمهء سه اثر براى مغروران به قدرت مىشمارد : آنها را از مركب غرور پياده مىكند ، از شدّت عمل آنها مىكاهد و عقل از دست رفته به سبب غفلت ناشى از غرور را به آنها باز مىگرداند .
آرى قوىترين انسانها در برابر بسيارى از حوادث كه به امر خدا انجام مىگيرد همچون پر كاهى در برابر طوفان عظيمى هستند . بسيار شنيدهايم كه حاكمان زورگو با يك ايست مختصر قلبى همه چيزشان پايان گرفته است و مىدانيم اين عارضه بر اثر گرفتن مويرگهاى قلب بهوسيلهء قطعهء كوچكى از خون لخته شده است . يا از طريق سرطان كه چيزى جز طغيان يك سلول ضعيف نيست يا بهواسطهء يك ميكروب يا ويروسى كه با چشم ديده نمىشود از پاى در آمدهاند . گاه زلزلهاى تمام قصرهاى آنها را ويران كرده و تندبادى همه چيز را در هم كوبيده و سيلابى همه را با خود برده است . اينها همه اشارات كوچكى است از قدرت بىپايان پروردگار . اگر انسان به اين امور بينديشد ، در هر مقامى باشد گرفتار غرور نمىشود .
تاريخ ، حكومتى بالاتر از حكومت سليمان به خاطر ندارد . قرآن مىگويد هنگامى كه زمان مرگ سليمان نبى فرا رسيد اجل به او مهلت نداد كه از حالت ايستاده بر زمين بنشيند ، بلكه در همان حال كه بر عصايش تكيه كرده بود با تمام آنچه در اختيار داشت وداع گفت و هيچ كس از مرگش باخبر نشد مگر آن زمان كه موريانه عصايش را جويد و تعادل او بر هم خورد و بر زمين افتاد .
امام عليه السلام در هفتمين توصيه در تأكيد بر مطالبى كه در بالا آمد براى فرو نشاندن غرور مغروران و كبر متكبّران از طريق تهديد به كيفر الهى وارد مىشود و مىفرمايد : « از دعوى همتايى با خداوند در عظمتش برحذر باش و از تشبه به
پيام امام امير المومنين ( ع ) ( فارسى ) — صفحة 389
مساهمون: الشيخ ناصر مكارم الشيرازي
ص٣٨٩