درست است كه اين موضوع ارتباطى به مسألهء خراج ندارد ولى در واقع يك وظيفهء اضافى است كه گاهى عاملان خراج با آن مواجه مىشوند و بايد انجام دهند .
در فقه اسلامى در باب مكاسب محرّمه بحثى دربارهء حرمت كمك به ظالمان و نيز بحثى دربارهء عدم جواز فروش اسلحه به دشمنان اسلام آمده است كه با دلايل عام و خاص از اين مسأله نهى شده و مفهوم اين آيات و روايات اين است كه اگر سلاح يا مركبى در دست كسى ببينيم كه در آيندهء نزديك به دشمنان اسلام سپرده مىشود و بر ضد مسلمانان از آن كمك مىگيرند بايد جلوى آن را گرفت و اين همان چيزى است كه امام عليه السلام در اين دستور بيان فرموده است و به بيان ديگر اين كار نوعى نهى از منكر عملى است .
سرانجام در ششمين نهى مىفرمايد : « هرگز از نصيحت و اندرز به خويشتن ( و به يكديگر ) و از خوشرفتارى با سپاهيان و كمك به رعيّت و تقويت دين خدا خوددارى مكنيد » ؛
( وَلَا تَدَّخِرُوا « 1 » أَنْفُسَكُمْ نَصِيحَةً ، وَلَا الْجُنْدَ حُسْنَ سِيرَةٍ وَلَا
الرَّعِيَّةَ مَعُونَةً ، وَلَا دِينَ اللَّهِ قُوَّةً ) .
« 2 »
در اينجا امام عليه السلام در يك جمله بهصورت نهى آنها را به چهار امر دستور مىدهد . نصيحت و خيرخواهى به يكديگر ، خوشرفتارى با سپاه اسلام ، كوشش در راه كمك به رعايا و تلاش در طريق تقويت دين مبين اسلام . با توجّه به اينكه مخاطب در اين جمله كارگزاران خراجند روشن مىشود كه آنها در مسير انجام مأموريت خود بايد مراقب تكاليف ديگرى كه بر عهده دارند نيز باشند .
هامش
( 1 ) . « تَدَّخِرُوا » از ريشهء « ذخيره » گرفته شده كه وقتى به باب افتعال مىرود ذال آن تبديل به دال شده و تاء بابافتعال نيز تبديل به دال شده و در هم ادغام مىگردد ، بنابراين « لا تَدَّخِرُوا » به معناى ذخيره نكنيد است و در اينجا مفهوم دريغ مداريد دارد .
( 2 ) . در بعضى از روايات ، اين جمله و ما بعد آن در نامهاى كه خطاب به سران لشكر است آمده است ( به كتاب صفين نصر بن مزاحم ص 125 مراجعه شود و تعبير به جند ( لشكر ) تناسب با همين نقل دارد .