بنابراين دستور دوم نسبت به دستور اوّل از قبيل ذكر خاص بعد از عام است ، زيرا مخاطب در نامه فرماندهان لشكرند كه بايد در همه چيز مطيع فرمان امام باشند مخصوصاً در دعوت به جهاد .
آنگاه به سومين حق اشاره كرده مىفرمايد : « و در آنچه من دستور مىدهم و به صلاح و مصلحت همگى است سستى و تفريط روا مداريد » ؛
( وَلَا تُفَرِّطُوا فِي صَلَاحٍ ) .
بسيارند كسانى كه به ظاهر در مسير اطاعتند و دعوت پيشوايشان را لبيك مىگويند ؛ ولى بر اثر سستى و كاهلى نتيجهء مطلوبى عايدشان نمىشود . امام عليه السلام آن را به عنوان حقّى مستقل شمرده تا همگان بدانند اطاعت دعوت چيزى است و جدى بودن چيز ديگر .
بعضى از شارحان نهجالبلاغه ، اين جمله را اشاره به مسألهء جهاد مىدانند كه امام عليه السلام فرماندهان لشكر را موظّف مىكند هر زمان فرصتى براى دفع دشمن فراهم گردد آن را غنيمت بشمرند و سستى و كوتاهى نكنند .
سرانجام در بيان چهارمين و آخرين حق مردم بر پيشوايانشان مىفرمايد :
« و بايد در ميان امواج مشكلها و شدايد براى حق و به سوى حق فرو رويد » ؛
( وَأَنْ تَخُوضُوا الْغَمَرَاتِ « 1 » إِلَى الْحَقِّ ) .
اشاره به اينكه در مقام دفاع از كشور اسلام فداكارى لازم است ، فداكارى تا سرحد جان و اين يكى از حقوق زمامدار بر فرماندهان لشكر و فرد فرد آنهاست .
تاريخ اسلام پر است از جلوههاى ايثار و فداكارى و خوض غمرات براى رسيدن به حق . براى نمونه :
تاريخ طبرى در حوادث سنهء 37 آورده است : در ميدان جنگ صفين عمّار
هامش
( 1 ) . « غَمَرات » جمع « غَمْرة » بر وزن « ضربة » در اصل از غمر به معناى از بين بردن اثر چيزى گرفته شده سپس به آب زيادى كه تمام چهرهء چيزى را مىپوشاند و پيش مىرود ، غمرة و غامر گفته شده و در عبارت بالا به معناى امواج شدايد و مشكلات است .