در دومين نكته مىافزايد : « بلكه بايد نعمتهايى را كه خدا به او ارزانى داشته سبب نزديكى بيشتر به بندگان خدا و مهربانى به برادرانش گردد » ؛
( وَأَنْ يَزِيدَهُ مَا قَسَمَ اللَّهُ لَهُ مِنْ نِعَمِهِ دُنُوّاً مِنْ عِبَادِهِ ، وَعَطْفاً عَلَى إِخْوَانِهِ ) .
اشاره به اينكه نه تنها قدرت نبايد او را از مردم دور كند و به استبداد بكشاند ، بلكه به عكس بايد هرچه نعمت خدا به او بيشتر مىشود به مردم نزديكتر گردد و دربارهء كسانى كه امام از آنها به برادر تعبير كرده محبّت بيشتر داشته باشد ، زيرا شكر اين نعمت جز از اين طريق نخواهد بود .
به اين ترتيب ، امام عليه السلام نخست به مخاطبانش اجازه مىدهد كه اداى حق خود را از امام مطالبه كنند . سپس در بخش آيندهء اين نامه به بيان حق خودش بر آنها مىپردازد .
در غررالحكم از حضرت نقل شده است كه مىفرمايد :
« إنَّ حَوائِجَ النَّاسِ إلَيْكُمْ نِعْمَةً مِنَ اللَّهِ عَلَيْكُمْ فَاغْتَنِمُوها وَلا تَمَلُّوها فَتَتَحَوَّلَ نَقِماً ؛
نياز مردم به شما نعمتى است از سوى خدا براى شما . اين نعمت را غنيمت بشماريد و هرگز از آن ملول نشويد كه به نقمت و عذاب تبديل خواهد شد » . « 1 »
* * *
هامش
( 1 ) . غررالحكم ، ص 448 ، ح 10301 .