اطراف كشور قرار دارند و ممكن است دشمن از آنجا نفوذ يا حمله كند و به همين دليل هميشه حكومتها بخش مهمى از نيروهاى مسلحشان را در اين مناطق مىگمارند تا از حملات غافلگيرانهء دشمنان آسوده خاطر باشند . اين تعبير نشان مىدهد كه توجّه به مرزها از مهمترين وظايف نيروهاى مسلح و ارتش اسلام است .
آنگاه امام عليه السلام از خودش شروع مىكند و حقوق مردم را بر والى به طور كلى بيان مىدارد و در بخش آينده انگشت روى موارد خاص گذارده به عنوان شرح اين مجمل آنها را يكى پس از ديگرى ذكر مىكند .
به هر حال امام عليه السلام در اين بخش از نامهاش به دو نكتهء مهم اشاره مىفرمايد :
نخست مىفرمايد : « اما بعد ( از حمد و ثناى الهى ) حقى كه بر والى و زمامدار ثابت است اين است كه فضل و برترىهايى كه به او رسيده و قدرتى كه به او داده شده سبب تغيير حال او دربارهء رعيّت نگردد » ؛
( أَمَّا بَعْدُ ، فَإِنَّ حَقّاً عَلَى الْوَالِي أَلَّا يُغَيِّرَهُ عَلَى رَعِيَّتِهِ فَضْلٌ نَالَهُ ، وَلَا طَوْلٌ « 1 » خُصَّ بِهِ ) .
اشاره به اينكه والى و زمامدار بايد چنان باشد كه رسيدن به قدرت ، او را دگرگون نسازد ، دست و پاى خود را گم نكند و گرفتار عُجب ، خودبينى و خودپسندى و در نتيجه استبداد نشود همان چيزى كه غالباً در زمامداران مادّى ديده مىشود كه پيش از رسيدن به قدرت سخنان زيبايى در مورد مردمى بودن و مردمى زيستن دارند ؛ اما هنگامى كه بر اوضاع مسلط شدند همه را فراموش كرده و استبداد را پيشهء خود مىسازند و تنها اولياى الهى و كسانى كه در خط پيروى آنها هستند از اين خطر در امان مىمانند .
هامش
( 1 ) . « طَوْل » بر وزن « قول » به معناى نعمت است و از ريشهء « طُول » بر وزن « نور » گرفته شده كه امتداد چيزى را بيان مىكند و از آنجا كه نعمتها ، امتدادِ وجودىِ بخشندهء نعمت است ، اين واژه بر آن اطلاق شده است .
اين واژه گاه به خصوص توانايىهاى مالى يا به هر گونه قدرت نيز اطلاق مىشود و « اولو الطول » به معناى قدرتمندان است .