در ضمن اين سخن پاسخى است به آنها كه مىگويند دنيا ما را بر چنين و چنان كارى مجبور ساخت . امام عليه السلام مىفرمايد : تا انسان تسليم دنيا نشود او خوار و ذليلش نمىكند و تا زمام اختيار خود را به دنيا نسپارد او را به سوى پرتگاههاى گناه نمىكشاند . درست است كه دنيا با زرق و برقش به انسان چشمك مىزند و او را فرا مىخواند ؛ ولى هرگز كسى را مجبور به پيروى و تسليم در برابر خود نمىكند درست شبيه آنچه قرآن مجيد دربارهء شيطان مىگويد : « « وَقالَ الشَّيْطانُ لَمَّا قُضِيَ الْأَمْرُ إِنَّ اللَّهَ وَعَدَكُمْ وَعْدَ الْحَقِّ وَوَعَدْتُّكُمْ فَأَخْلَفْتُكُمْ وَما كانَ لِيَ عَلَيْكُمْ مِّنْ سُلْطانٍ إِلّا أَنْ دَعَوْتُكُمْ فَاسْتَجَبْتُمْ لى فَلا تَلُومُوني وَلُومُوا أَنْفُسَكُمْ » ؛ و هنگامى كه كار ( در صحنهء قيامت ) تمام مىشود شيطان مىگويد : خداوند به شما وعدهء حق داد ؛ و من به شما وعدهء ( باطل ) دادم ، و تخلّف كردم . من بر شما تسلّطى نداشتم ، جز اينكه دعوتتان كردم و شما دعوت مرا پذيرفتيد ، بنابراين من را سرزنش نكنيد ؛ و خود را سرزنش كنيد » . « 1 »
نكته طلاق دادن دنيا
آنچه امام عليه السلام در اين بخش از نامهء خود دربارهء محاكمهء دنيا بيان فرموده كه اى دنيا اگر شخصى ديدنى و قالبى حسى داشتى ، حدود خدا را در مورد كسانى كه آنها را فريفتى بر تو جارى مىساختم ، ما را به ياد حديث پر معناى ديگرى مىاندازد كه از امام عليه السلام نقل شده و نشان مىدهد كه در عالم مكاشفه دنيا به صورت زن زيبايى از زيبارويان معروف عرب در مقابل آن حضرت ظاهر شد در حالى كه آن حضرت بيل به دست داشته و در نخلستان مشغول كار بوده است .
امام عليه السلام مىگويد : اين زن بسيار زيبا رو به من كرد و گفت : اى پسر ابوطالب آيا
هامش
( 1 ) . ابراهيم ، آيهء 22 .