شيطان گفت ( ولى اين سخن كاملًا بى پايه بود ) كه نه با آن ، نسب ثابت مىشود و نه استحقاق ميراث را همراه دارد و كسى كه به چنين سخن واهى و بىاساس تمسك جويد همچون بيگانهاى است كه در جمع مردم وارد شود و بخواهد از آبشخورگاه آنها آب بنوشد كه همه او را كنار مىزنند و همانند ظرفى است كه در كنار مركب مىآويزند كه به هنگام راه رفتن پيوسته تكان مىخورد و به اين طرف و آن طرف مىرود .
هنگامى كه زياد اين نامه را مطالعه كرد گفت : به پروردگار كعبه سوگند كه امام عليه السلام با اين نامهاش آنچه را من در دل داشتم ( كه من از نطفهء ابوسفيان نيستم ) گواهى داد . و اين مطلب همچنان در دل او بود ( تا زمانى كه معاويه بعد از شهادت اميرمؤمنان عليه السلام بىاندازه زياد را وسوسه كرد تا سخن او در وى مؤثّر افتاد و ) او را به خود ملحق ساخت .
مرحوم سيّد رضى به تفسير چند لغت از لغات پيچيدهء ذيل اين نامه پرداخته مىگويد : « واغل » ( از ريشهء وَغْل بر وزن فصل ) به معناى كسى است كه براى نوشيدن آب از آبشخور ديگران ، هجوم مىآورد در حالى كه از آنان نيست و پيوسته آنها وى را عقب مىرانند و منع مىكنند ؛ و
« النَّوْطُ الْمُذَبْذَبِ »
ظرف يا قدح يا مانند آن است كه در كنار مركب مىآويزند و دائماً از اين طرف و آن طرف مىافتد و هرگاه مركب پشتش را حركت دهد يا براى راه رفتن عجله كند ، مىلرزد . ( اشاره به اينكه اينگونه الحاق نسبهاى مشكوك هرگز پايدار نيست و پيوسته متزلزل است ) .
شرح و تفسير مراقب باش عقل تو را نفريبند !
مطابق آنچه در كتاب تمام نهجالبلاغه آمده ، امام عليه السلام در آغاز اين نامه زياد بن