مصر را در اختيار او مىگذاشت در حالى كه از سيرهء امام عليه السلام چنين چيزى استفاده نمىشود .
در پاسخ اين سؤال مىتوان گفت كه اگر او واقعاً راه حق را پيش مىگرفت و تقواى الهى داشت ، با هوش و ذكاوت خاصى كه در او بود چرا امام عليه السلام مقام مهمى را به او ندهد به علاوه منظور از
« مَا طَلَبْتَ »
تنها حكومت مصر نيست ، بلكه داشتن مقام شايستهاى است كه او را اقناع كند ، هر چند مقامى كمتر از حكومت مصر باشد .
در پايان اين نامه ، امام عليه السلام او و معاويه را تهديد مىكند و مىفرمايد : « و اگر خداوند مرا بر تو و پسر ابوسفيان ( معاويه ) مسلط سازد ، كيفر همهء آنچه را در گذشته انجام داديد به شما خواهم داد و اگر من به شما دست نيابم و ( بعد از من ) باقى بمانيد ، آنچه را ( از عذاب الهى در آخرت ) در پيش داريد براى شما بدتر است . والسلام » ؛
( فَإِنْ يُمَكِّنِّي اللَّهُ مِنْكَ وَمِنِ ابْنِ أَبِي سُفْيَانَ أَجْزِكُمَا بِمَا قَدَّمْتُمَا ، وَإِنْ تُعْجِزَا تَبْقَيَا فَمَا أَمَامَكُمَا شَرٌّ لَكُمَا ، وَالسَّلَامُ ) .
بعضى از شارحان نهجالبلاغه در اينجا بحثى را عنوان كردهاند كه اگر امام عليه السلام بر آنها پيروز مىشد آيا آنها را به قتل مىرساند يا مشمول عفو مىساخت يا مجازاتى در ميان اين دو . گرچه سخن دربارهء مسألهاى كه هرگز روى نداد چندان فايدهاى ندارد ، ولى به يقين اگر امام عليه السلام از حق خود مىگذشت از حق مردم نمىگذشت و نتيجهء جنايات آنها را به آنها مىداد . شاهد اين سخن چيزى است كه ذيل اين نامه در روايات ديگر آمده است :
« فَإِنْ يُمَكِّنِّي اللَّهُ مِنْكَ وَمِنِ ابْنِ أَبي سُفْيَانَ أَجْزِكُمَا بِمَا قَدَّمْتُمَا وَأُلْحِقْكُمَا بِمَنْ قَتَلَهُ اللَّهُ مِنْ ظَلَمَةِ قُرَيْشٍ عَلى عَهْدِ رَسُولِ اللَّهِ صلى الله عليه و آله ؛
اگر خداوند مرا بر تو و پسر ابوسفيان مسلط سازد شما را به آنچه از پيش انجام دادهايد كيفر مىدهم و شما را به ظالمان قريش كه خداوند آنها را در عصر رسول خدا صلى الله عليه و آله كشت ملحق مىسازم » .
پيام امام امير المومنين ( ع ) ( فارسى ) — صفحة 105
مساهمون: الشيخ ناصر مكارم الشيرازي
ص١٠٥