شرح و تفسير دين خود را به دنياى ديگرى فروختى
امام عليه السلام در آغاز نامه سرزنش خود را نسبت به عمرو بن عاص از اينجا آغاز مىكند كه مىفرمايد : « تو ( اى عمرو بن عاص ) دين خود را تابع كسى قرار دادهاى كه گمراهيش آشكار و پردهء حيايش دريده است و به افراد با شخصيت در مجلسش توهين مىكند و عاقل را با معاشرت خود سفيه مىسازد » ؛
( فَإِنَّكَ قَدْ جَعَلْتَ دِينَكَ تَبَعاً لِدُنْيَا امْرِئٍ ظَاهِرٍ غَيُّهُ ، مَهْتُوكٍ سِتْرُهُ « 1 » ، يَشِينُ « 2 » الْكَرِيمَ بِمَجْلِسِهِ ،
وَيُسَفِّهُ الْحَلِيمَ « 3 » بِخِلْطَتِهِ « 4 » ) .
بعضى از شارحان نهجالبلاغه جملهء
« يَشِينُ الْكَرِيمَ بِمَجْلِسِهِ »
را اشاره به سب و لعن شدن مولا على عليه السلام و بنى هاشم در مجلس معاويه دانستهاند كه اين بزرگواران همواره و طى ساليان دراز در مجلس او و سپس مجالس ديگر مورد هتك و بىاحترامى واقع مىشدند ؛ ولى ظاهراً منحصر به اين نيست ، بلكه او افزون بر اين كار بسيار زشت ، پيوسته حاضران را كه داراى شخصيت و مقامى نزد على عليه السلام بودند به باد سخريه مىگرفت و با كلمات زشت و ركيك به آنها اهانت مىكرد و بسيارى از آنها نيز پاسخ كوبنده به او مىدادند بى آنكه به خطرات ناشى از آن اعتنا كنند . روى هم رفته معاويه مردى بدزبان و هتاك بود .
از جمله « جارية بن قدامة » كه مرد با شخصيتى بود - به گفتهء العقد الفريد - روزى وارد بر معاويه شد . معاويه به او گفت چقدر آدم پستى بودى كه تو را جاريه ( يكى از معانى جاريه كنيز است ) نام نهادند و او در جواب گفت : و تو اى
هامش
( 1 ) . « مهتوكٍ سِترُه » به معناى انسان بى شرمى است كه پردههاى حياى او دريده است ، از ريشهء « هتك » بهمعناى پاره كردن و دريدن گرفته شده است .
( 2 ) . « يشين » از ريشهء « شين » بر وزن « عين » به معناى زشت ساختن گرفته شده است .
( 3 ) . « حليم » در اينگونه موارد به معناى عاقل است از ريشهء « حلم » بر وزن « نهم » به معناى عقل گرفته شده است .
( 4 ) . « بخلطته » از ريشهء « خلطة » بر وزن « رشته » به معناى معاشرت آمده است .