البته اين در مورد كسانى است كه نيكىها و محبّتها در آنان تأثير مثبت مىگذارد ، بنابراين منافاتى با جملهء قبل ندارد .
در پنجمين توصيه مىفرمايد : « و هرگز نبايد ظلم و ستمِ كسى كه بر تو ستم روا مىدارد بر تو گران آيد زيرا او در واقع سعى در زيان خود و سود تو دارد ( بار گناه خود را سنگين مىكند و ثواب و پاداش تو را افزون مىسازد ) » ؛ ( وَ لَا يَكْبُرَنَّ عَلَيْكَ ظُلْمُ مَنْ ظَلَمَكَ ، فَإِنَّهُ يَسْعَى فِي مَضَرَّتِهِ وَ نَفْعِكَ ) .
اشاره به اينكه انسان نبايد در برابر ستمهايى كه به او مىشود زياد ناراحت و مأيوس گردد و اميد به زندگى را از دست دهد و بايد اين سخن مايهء تسلى خاطر او باشد كه ظالم تيشه به ريشهء خود مىزند و بار گناهان مظلوم را نيز بر دوش مىكشد . در واقع زيان ظلم نخست دامن او را مىگيرد و با دست خود بار مظلوم را سبك مىكند .
اين سخن شبيه روايتى است كه در باب غيبت وارد شده است كه يكى از بزرگان شنيد كسى دربارهء او غيبت كرده است هديهاى براى او فرستاد . او تعجب كرد . آن مرد بزرگ فرمود : شنيدم حسناتت را به نامهء اعمالم منتقل كردى و سيئاتم را پذيرفتى من هم در برابر اين خدمت خواستم تشكرى كرده باشم .
اين سخن بدان معنا نيست كه انسان در مقابل ظالمان سكوت كند ، زيرا مىدانيم شعار اسلام اين است : « لا تَظْلِمُونَ وَ لا تُظْلَمُونَ ؛ نه ستم مىكنيد و نه بر شما ستم مىشود » « 1 » و مىدانيم امام على عليه السلام در وصيّتنامهء خود كه در بستر شهادت بود به فرزندان خود تأكيد كرد : « كُونَا لِلظَّالِمِ خَصْماً وَ لِلْمَظْلُومِ عَوْناً ؛ دشمن ظالم و كمككار مظلوم باشيد » . « 2 » بلكه منظور اين است ، هنگامى كه ستمى بر انسان وارد مىشود و او توانى براى بر طرف كردن ظلم ندارد گرفتار يأس و
هامش
( 1 ) . بقره ، آيهء 279 .
( 2 ) . نهجالبلاغه ، نامهء 47 .