مگير » ؛ ( وَ تَفَهَّمْ وَصِيَّتِي ، وَ لَا تَذْهَبَنَّ عَنْكَ صَفْحاً ) . « 1 »
سپس دليلى براى آن ذكر مىكند و علوم و دانشها را ضمن آن ، به سه بخش تقسيم مىنمايد و مىفرمايد : « زيرا بهترين سخن دانشى است كه سودمند باشد و بدان دانشى كه نفع نبخشد در آن خيرى نيست و دانشى كه ( زيانبار است ) سزاوار فراگرفتن نيست سودى نمىبخشد » ؛ ( فَإِنَّ خَيْرَ الْقَوْلِ مَا نَفَعَ ، وَ اعْلَمْ أَنَّهُ لَا خَيْرَ فِي عِلْمٍ لَا يَنْفَعُ ، وَ لَا يُنْتَفَعُ بِعِلْمٍ لَا يَحِقُّ تَعَلُّمُهُ ) .
دانشهاى مفيد ، علومى است كه انسان را در مسير قرب الى اللَّه يارى مىبخشد خواه در زمينهء اعتقادات باشد يا عبادات و اخلاق و . . . ، دنياى او را به صورت آبرومند تأمين مىكند و از فقرى كه مايهء كفر و روسياهى است رهايى مىبخشد .
علوم بيهوده دانشهايى است كه نه خير دنيا در آن است و نه خير آخرت و گاه از آن براى سرگرمى و يا تفاخر استفاه مىشود ؛ شبيه آنچه در حديث معروف وارد شده كه پيغمبر اكرم صلى الله عليه و آله مردى را در مسجد ديد كه گروهى اطراف او را گرفتهاند فرمود : اين چيست ؟ عرض كردند : اين مرد علّامه است ( و دانش فراوان دارد ) پيامبر صلى الله عليه و آله فرمود : علّامه چيست ؟ عرض كردند : اين شخص آگاهترين فرد به نسبهاى عرب و حوادث ايام جاهليّت و اشعار آنهاست .
پيغمبر اكرم صلى الله عليه و آله فرمود : « ذَاكَ عِلْمٌ لَا يَضُرُّ مَنْ جَهِلَهُ وَ لَا يَنْفَعُ مَنْ عَلِمَهُ ؛ اين علمى است كه هر كس آن را نداند زيانى نمىكند و آن كس كه آن را بداند سودى نمىبرد » سپس افزود : « إِنَّمَا الْعِلْمُ ثَلَاثَةٌ آيَةٌ مُحْكَمَةٌ أَوْ فَرِيضَةٌ عَادِلَةٌ أَوْ سُنَّةٌ قَائِمَةٌ
هامش
( 1 ) . « صفح » در اصل به معناى جانب و روى هر چيزى است و معناى مصدرى آن روى گردانيدن و صرف نظر كردن است و از آنجا كه صرف نظر كردن گاه به علت عفو و گاه به سبب قهر است ، اين واژه در هر دو معنا به كار مىرود - در ضمن بايد توجّه داشت كه فاعل تذهبنّ ، وصيّت است و معناى جمله اين است كه وصيّت من به سبب روى گرداندن و بىاعتنايى از خاطر تو نرود و معادل آن در فارسى اين است كه وصيّت مرا سرسرى مگير . در بعضى از نسخ به جاى « عنك » عنها آمده در اين صورت فاعل تذهبنّ مخاطب يعنى امام حسن مجتبى عليه السلام است .