نخواهند شد » . « 1 »
جملهء « دَعِ الْقَوْلَ فِيمَا لَا تَعْرِفُ » اشاره به نهى از قول به غير علم دارد كه انسان از امورى سخن بگويد كه از آن آگاهى ندارد . در قرآن كرارا از آن نهى شده است از جمله مىفرمايد : « وَ لا تَقْفُ ما لَيْسَ لَكَ بِهِ عِلْمٌ ؛ از آنچه به آن آگاهى ندارى ، پيروى مكن » « 2 » و در مورد پيروى از وسوسههاى شيطان مىفرمايد : « إِنَّما يَأْمُرُكُمْ بِالسُّوءِ وَ الْفَحْشاءِ وَ أَنْ تَقُولُوا عَلَى اللَّهِ ما لا تَعْلَمُونَ » ؛ او شما را فقط به بدى و كار زشت فرمان مىدهد ؛ ( و نيز دستور مىدهد ) آنچه را نمىدانيد ، به خدا نسبت دهيد » . « 3 »
فقرهء « وَ الْخِطَابَ فِيمَا لَمْ تُكَلَّفْ » اشاره به اين است كه در مسائل غير مربوط به تو دخالت مكن و به تعبير ساده فضولى در كار ديگران موقوف ! چه بسيارند كسانى كه به علت دخالت در كارهاى ديگران و امورى كه به آنها مربوط نيست هم از انجام وظيفهء خود مىمانند و هم گرفتارىها و نزاعهايى براى خود از اين رهگذر به وجود مىآورند . اين همان چيزى است كه قرآن مجيد مىفرمايد :
« عَلَيْكُمْ أَنْفُسَكُمْ لا يَضُرُّكُمْ مَّنْ ضَلَّ إِذَا اهْتَدَيْتُم ؛ مراقب خود باشيد اگر شما هدايت يافته باشيد گمراهى كسانى كه گمراه شدهاند ، به شما زيانى نمىرساند » . « 4 »
آخرين جمله « وَ أَمْسِكْ . . . » به رعايت احتياط در شبهات اشاره دارد كه يكى از اصول مسلم عقلانى است ؛ هر گاه انسان در برابر دو راه قرار گرفت : راهى روشن و خالى از اشكال و راهى مجهول و تاريك ، عقل مىگويد هرگز در چنين راهى گام مگذار كه ممكن است سرانجام شومش دامانت را بگيرد و اگر هم به مقصد برسى با ترس و وحشت و اضطراب خواهد بود . در راهى گام بنه كه با اطمينان و
هامش
( 1 ) . بقره ، آيهء 86 .
( 2 ) . اسراء ، آيهء 36 .
( 3 ) . بقره ، آيهء 169 .
( 4 ) . مائده ، آيهء 105 .