الْغُرُورِ ، وَ غَرِيمِ الْمَنَايَا ، وَ أَسِيرِ الْمَوْتِ ، وَ حَلِيفِ « 1 » الْهُمُومِ ، وَ قَرِينِ الْأَحْزَانِ ، وَ نُصُبِ الْآفَاتِ ، وَ صَرِيعِ الشَّهَوَاتِ ، وَ خَلِيفَةِ الْأَمْوَاتِ ) .
نخستين وصفى كه امام عليه السلام در اينجا براى فرزندش - و به بيان ديگر براى همهء انسانها - ذكر مىكند اين است كه او در اين جهان به دنبال امورى مىرود كه قابل وصول نيست ، زيرا انسان دنيايى خالى از هر گونه مشكلات و ناراحتىها و ناكامىها مىخواهد در حالى كه طبيعت دنيا آميخته با مشكلات و رنجها و مصائب است « الْمُؤَمِّلِ مَا لَا يُدْرِكُ » .
جملهء « السَّالِكِ سَبِيلَ مَنْ قَدْ هَلَكَ » مفهومش اين است كه همهء انسانها در طريقى گام مىنهند كه انتهاى آن مرگ و هلاكت است ، همان گونه كه قرآن مىگويد : « كُلُّ نَفْسٍ ذَائِقَةُ الْمَوْتِ » « 2 » و هيچ گونه استثنايى هم براى آن ذكر نمىكند .
جملهء « غَرَضِ الْأَسْقَامِ » در واقع توضيحى است براى آنچه گذشت ، زيرا انسان خواه ناخواه در اين جهان هدف انواع بيمارىهاست ؛ در كودكى و جوانى به شكلى و در پيرى به شكلى ديگر .
تعبير به « وَ رَهِينَةِ الْأَيَّامِ » با توجّه به اينكه « رهينه » معناى گروگان و اسير دارد اشاره به اين است كه انسان همواره در چنگال روزها گرفتار است و گذشت زمان او را با خود مىبرد ؛ بخواهد يا نخواهد . در پايان عمر نيز وى را رها مىسازد و به قبر مىسپرد .
تعبير به « وَ رَمِيَّةِ الْمَصَائِبِ » با توجّه به اينكه « رميّه » به معناى چيزى است كه وسيلهء نشانهگيرى براى پرتاب تيرها مىشود اشاره به اين است كه مصيبتها كه در جان و مال و بستگان و دوستان و عزيزان رخ مىدهد از هر سو او را نشانهگيرى كردهاند . كسى را نمىيابيم كه در عمرش به مصائب مختلفى گرفتار
هامش
( 1 ) . « حليف » به معناى همپيمان از ريشهء « حلف » بر وزن « حرف » به معناى سوگند و پيمان گرفته شده است .
( 2 ) . آل عمران ، آيهء 185 .