شرح و تفسير خاموش كردن آتش فتنه در بصره
امام عليه السلام در اين نامهء كوتاه و پر معنا و بسيار حساب شده براى خاموش كردن آتش فتنهء معاويه در بصره بر دو اصل تكيه مىكند : نخست تهديد بسيار كوبندهاى نسبت به پيمان شكنان دارد و به آنها ياد آور مىشود كه اگر دست از فتنهگرى بر ندارند با لشكرى انبوه به سراغ آنها مىآيد و چنان آنان را در هم مىكوبد كه جنگ جمل را فراموش كنند . سپس بر اصل رحمت و عطوفت نسبت به كسانى كه وفادارند يا از كردهء خود پشيمانند تكيه مىفرمايد و به آنها بشارت مىدهد كه جان و مال و عرضشان محفوظ خواهد بود .
در آغاز مىفرمايد : « پراكندگى شما ( از اطراف من ) و دشمنى و پيمانشكنى شما ( در آستانهء جنگ جمل ) چيزى نبود كه شما از آن آگاه نباشيد ولى من مجرمان شما را عفو كردم و شمشير را از فراريان برداشتم و كسانى را كه به جانب من آمدند پذيرفتم ( و از تقصيرشان در گذشتم ) » ؛ ( وَ قَدْ كَانَ مِنِ انْتِشَارِ حَبْلِكُمْ « 1 » شِقَاقِكُمْ « 2 » مَا لَمْ تَغْبَوْا « 3 » عَنْهُ ، فَعَفَوْتُ عَنْ مُجْرِمِكُمْ ، وَ رَفَعْتُ السَّيْفَ عَنْ مُدْبِرِكُمْ ، وَ قَبِلْتُ مِنْ مُقْبِلِكُمْ ) .
در واقع امام عليه السلام با اين سخنان خود ، سمپاشى معاويه و گروه طرفداران او را خنثى مىكند . او تصميم داشت با يادآورى خاطرهء جنگ جمل آنها را بر ضد امام عليه السلام بشوراند ولى امام عليه السلام با يادآورى خاطرهء آن جنگ مىخواهد آتش فتنه و فساد را خاموش كند مىفرمايد : شما پيمانشكنى كرديد و بر ضد من قيام كرديد ؛ ولى پس از شكست نه فرمان قتل عام دادم و نه اجازهء تعقيب مجرمان ؛ فرمان عفو
هامش
( 1 ) . « حبل » به معناى ريسمان و طناب است . و جملهء « انتشار حبلكم » كنايه از پراكندگى جمعيت است .
( 2 ) . « شقاق » در اصل به معناى عداوت و دشمنى است و در اينجا به معناى پيمانشكنى و ترك در بيعت است .
( 3 ) . « تغبوا » از ريشهء « غباوت » به معناى جهل و غفلت است بنابراين « لم تغبوا عنه » يعنى از آن غافل و بىخبر نيستيد .