آن گاه امام عليه السلام مىافزايد : « و اگر مرا مجبور به حركت به سوى خود سازيد حملهاى به شما بياورم كه جنگ جمل در برابر آن بسيار كوچك باشد » ؛ ( وَ لَئِنْ أَلْجَأْتُمُونِي إِلَى الْمَسِيرِ إِلَيْكُمْ لَأُوقِعَنَّ بِكُمْ وَقْعَةً « 1 » لَا يَكُونُ يَوْمُ الْجَمَلِ إِلَيْهَا إِلَّا كَلَعْقَةِ لَاعِقٍ ) .
اشاره به اينكه در جنگ جمل عِدّه و عُدّهء و جمعيت و آمادگى من بسيار كم بود ؛ ولى امروز لشكر من منسجم و انبوه و هر گونه وسيلهاى در اختيار آنان قرار دارد ، بنابراين اگر جنگى رخ دهد قابل مقايسه با آن نخواهد بود و آن محبتهاى جنگ جمل نيز در آن محلى ندارد ، چرا كه آن محبتها را فراموش كرديد و گويا سبب جرأت و جسارت شما شد .
جملهء « لعقة لاعق » با توجّه به اينكه لعقه ( بر وزن قهوه ) به معناى ليسيدن و لعقه ( بر وزن بقعه ) مقدار چيزى است كه در يك قاشق جاى مىگيرد ، كنايه از شىء بسيار كم است و در فارسى در اين گونه موارد مىگوييم قطرهاى است در مقابل دريا .
ولى براى اينكه مبادا دشمن از اين سخن سوء استفاده كند و تصور نمايد امام عليه السلام با اين سخن همهء اهل بصره را تهديد مىكند و مىگويد خشك و تر را با هم مىسوزانم و بىگناه و گناهكار را كيفر مىدهم اضافه مىفرمايد : « در عين حال از فضل و برترى مطيعان شما آگاهم و حق ناصحان را به خوبى مىشناسم و هرگز به جهت وجود متهمى ، شخص بىگناه را كيفر نمىدهم و وفادار را به خاطر پيمان شكن مجازات نمىكنم » ؛ ( مَعَ أَنِّي عَارِفٌ لِذِي الطَّاعَةِ مِنْكُمْ فَضْلَهُ ، وَ لِذِي النَّصِيحَةِ حَقَّهُ ، غَيْرُ مُتَجَاوِزٍ مُتَّهَماً إِلَى بَرِيٍّ ، وَ لَا نَاكِثاً إِلَى وَفِيٍّ ) .
در بعضى از روايات آمده است ، زياد كه از معاونين ابن عباس ، فرماندار بصره بود و به هنگام مسافرت ابن عباس به كوفه براى تسليت شهادت محمد بن
هامش
( 1 ) . « وقعة » به معناى حمله در جنگ است .