خريد اين خانه نزد من آمده بودى سندى را بدين گونه براى تو مىنوشتم كه ديگر در خريدن اين خانه حتى به بهاى يك درهم يا بيشتر رغبت نكنى . ( متن سند در بخش بعد آمده است )
شرح و تفسير اين خانه را از كجا آوردهاى ؟ !
امام عليه السلام بعد از آنكه شريح را احضار كرد به او چنين فرمود : « به من خبر رسيده كه خانهاى به قيمت هشتاد دينار خريدهاى و براى آن قباله و سندى نوشتهاى و بر آن گواهانى گرفتهاى » ؛ ( بَلَغَنِي أَنَّكَ ابْتَعْتَ دَاراً بِثَمَانِينَ دِينَاراً ، وَ كَتَبْتَ لَهَا كِتَاباً ، أَشْهَدْتَ فِيهِ شُهُوداً ) .
« شريح عرض كرد : آرى چنين بوده است اى امير مؤمنان » ؛ ( فَقَالَ لَهُ شُرَيْحٌ : قَدْ كَانَ ذَلِكَ يَا أَمِيرَ الْمُؤْمِنِينَ ) .
« راوى اين روايت مىگويد : امام عليه السلام نگاهى خشمآلود به او كرد سپس چنين فرمود » ؛ ( قَالَ : فَنَظَرَ إِلَيْهِ نَظَرَ الْمُغْضَبِ ثُمَّ قَالَ لَهُ ) .
« اى شريح بدان به زودى كسى به سراغت مىآيد كه نه به قبالهات نگاه مىكند و نه از شهودت مىپرسد تا تو را از آن خانه آشكارا خارج كند و تنها به قبرت تحويل دهد » ؛ ( يَا شُرَيْحُ ، أَمَا إِنَّهُ سَيَأْتِيكَ مَنْ لَا يَنْظُرُ فِي كِتَابِكَ ، وَ لَا يَسْأَلُكَ عَنْ بَيِّنَتِكَ ، حَتَّى يُخْرِجَكَ مِنْهَا شَاخِصاً ، وَ يُسْلِمَكَ إِلَى قَبْرِكَ خَالِصاً ) .
امام عليه السلام در حقيقت مىفرمايد : هرچند تو با قباله و سند اين ملك را براى خود تثبيت كردهاى تا كسى مزاحم تو نشود ؛ ولى هنگامى كه فرشتهء مرگ به سراغ تو مىآيد اعتنايى به اسناد تو نمىكند و تو را گرفته و از آن بيرون مىفرستد ، چرا كه اسناد و بينات به درد زندگى در دنيا مىخورد نه آن زمان كه انسان راهى سراى آخرت بشود .