3 و من كتاب له عليه السلام لشريح بن الحارث قاضيه
وَ رُوِيَ أَنَّ شُرَيْحَ بْنَ الْحَارِثِ قَاضِيَ أَمِيرِ الْمُؤْمِنِينَ عليه السلام ، اشْتَرَى عَلَى عَهْدِهِ دَاراً بِثَمَانِينَ دِينَاراً ، فَبَلَغَهُ ذَلِكَ ، فَاسْتَدْعَى شُرَيْحاً ، وَ قَالَ لَهُ :
از نامههاى امام عليه السلام است
كه به شريح بن حارث ، قاضى آن حضرت ( در كوفه ) نوشته شده است . « 1 »
روايت شده است كه شريح بن حارث ، قاضى امير المؤمنين عليه السلام در دوران حكومت امام عليه السلام خانهاى به هشتاد دينار خريدارى كرد ، اين مطلب به آن حضرت رسيد امام عليه السلام شريح را فرا خواند و به او چنين فرمود :
نامه در يك نگاه
اين نامه كه در نوع خود بىنظير است ، برخورد امام عليه السلام را با يكى از قضات
هامش
( 1 ) . سند نامه :
ماجراى اين نامه را مرحوم صدوق در امالى ( قبل از نهجالبلاغه ) نقل كرده است كه با آنچه در نهجالبلاغه آمده تفاوت اندكى دارد . افرادى بعد از سيد رضى رحمه الله اين نامه را آوردهاند ، با تفاوتهاى قابل ملاحظهاى كه نشان مىدهد آن را از منبع ديگرى قبل از نهجالبلاغه گرفتهاند از جمله سبط بن جوزى است كه در تذكرة الخواص آن را آورده و همچنين قاضى قضاعى در دستور معالم الحكم و شيخ بهايى در كتاب اربعين ( مصادر نهجالبلاغه ، ج 3 ، ص 199 )