تو همراهى مىكنند همان شكست خوردگان غزوات اسلامى و فرزندان آنها و رسوبات دوران جاهليّتند .
جملهء « مِنَ الْمُهَاجِرِينَ وَ الْأَنْصَارِ ، وَ التَّابِعِينَ لَهُمْ بِإِحْسَانٍ » بر گرفته از اين آيهء شريفهء است : « وَ السَّابِقُونَ الْأَوَّلُونَ مِنَ الْمُهاجِرينَ وَ الْأَنْصارِ وَ الَّذينَ اتَّبَعُوهُمْ بِإِحْسانٍ رَّضِيَ اللَّهُ عَنْهُمْ وَ رَضُوا عَنْهُ وَ أَعَدَّ لَهُمْ جَنَّاتٍ تَجْرِي تَحْتَهَا الْأَنْهارُ خالِدينَ فيها أَبَداً ذلِكَ الْفَوْزُ الْعَظيم » « 1 » .
آن گاه امام عليه السلام نيروهاى خود را در چند جمله معرفى مىكند :
نخست مىفرمايد : « لشكرى كه جمعيتشان شديد و به هم فشرده است » ؛ ( شَدِيدٍ زِحَامُهُمْ ) .
سپس مىفرمايد : « و به هنگام حركت غبارشان آسمان را تيره و تار مىكند » ؛ ( سَاطِعٍ قَتَامُهُمْ ) . « 2 »
در سومين معرفى مىافزايد : « آنها لباس شهادت در تن دارند و بهترين ملاقات براى آنها ملاقات با پروردگارشان است » ؛ ( مُتَسَرْبِلِينَ « 3 » سَرَابِيلَ الْمَوْتِ أَحَبُّ اللِّقَاءِ إِلَيْهِمْ لِقَاءُ رَبِّهِمْ ) .
در چهارمين وصف مىفرمايد : « و همراه آنها لشكرى از فرزندان بدرند با شمشيرهاى هاشمى كه مىدانى لبهء تيز آنها با پيكر برادر و دايى و جد و خاندانت چه كرد و آن ( مجازات ) از ستمكاران دور نيست » ؛ ( وَ قَدْ صَحِبَتْهُمْ ذُرِّيَّةٌ بَدْرِيَّةٌ سُيُوفٌ هَاشِمِيَّةٌ ، قَدْ عَرَفْتَ مَوَاقِعَ نِصَالِهَا « 4 » فِي أَخِيكَ وَ خَالِكَ وَ جَدِّكَ وَ أَهْلِكَ « وَ ما هِيَ مِنَ الظَّالِمِينَ بِبَعِيدٍ » ) .
هامش
( 1 ) . توبه ، آيهء 100 .
( 2 ) . « قتام » به معناى غبار است .
( 3 ) . « متسربلين » در اصل از سربال به معناى پيراهن گرفته شده و متسربل به كسى مىگويند كه پيراهنى در بر كند و در اينجا امام عليه السلام شهادت را تشبيه به پيراهنى كرده است كه جنگجويان از لشكرش آن را در تن پوشيدهاند ؛ پيراهنى است زينتى و زيبا .
( 4 ) . « نصال » جمع « نصل » بر وزن « نسل » به معناى پيكان تير يا لبهء شمشير است .