جالب اين است كه در تاريخ طبرى آمده است كه يكى از راويان خبر به نام ابوالطفيل مىگويد : قبل از پيوستن لشكر كوفه به ما على عليه السلام فرمود : دوازده هزار نفر به اضافهء يك نفر از كوفه به يارى شما مىشتابند و مىگويد من از اين خبر دقيق در تعجب فرو رفتم و با خود گفتم بايد آنها را به دقت بشمارم بر سر راه لشكر به مكان مرتفعى نشستم و آنها را به دقت شماره كردم و همانگونه كه على عليه السلام گفته بود آنها دوازده هزار و يك نفر بودند نه كمتر و نه بيشتر . « 1 »
نكته : سرنوشت شورشيان جمل
هر مورخ محقّق ، بلكه هر انسان آگاهى كه تاريخچهء جنگ جمل را مطالعه كند مىداند كه على عليه السلام گذشته از آنكه به وسيلهء پيغمبر اكرم منسوب به خلافت بود ، تودههاى عظيم مردم با او بيعت كردند و رسماً به عنوان خليفهء مسلمين با پايگاهى مردمى قوىتر از خلفاى پيشين ، زمام امور را به دست گرفتند ؛ ولى دلباختگان ثروت و مقام بر او شوريدند و خونهاى زيادى در اين راه ريخته شد به يقين همهء آنها گناهكار و متمرد بودند و هيچ عذرى از آنها پذيرفته نيست .
ولى جالب است كه ابن ابى الحديد در شرح نهجالبلاغهء خود سخنى در اين زمينه دارد كه خلاصهاش چنين است ؛ او مىگويد : متكلمان و ارباب علم عقائد دربارهء شورشيان جمل و سرنوشت كسانى كه در آن واقعه حاضر شدند اختلاف كردند ، اماميّه معتقدند تمامى اصحاب جمل اعم از رؤسا و پيروان كافر شدند ( چون بر امام وقت و بر ضد حكومت اسلامى خروج كردند ) درحالى كه گروهى از اهل سنّت مىگويند : اينها مجتهد بودند و اجتهادشان آنان را به اين راه كشاند ، بنابراين گناهى نداشتند . ما نه آنها را خطاكار مىدانيم و نه على عليه السلام و اصحابش را .
هامش
( 1 ) . تاريخ طبرى ، ج 3 ، ص 513 .