قسم ندهيد ، هرچه مىگويند بپذيريد ، زيرا آنها مورد اعتمادند و اگر كسى انكار كرد كه مال واجب الزكاتى دارد و يقين به كذب او نبود ، بايد پذيرفت » . « 1 »
در حديث ديگرى از امير مؤمنان عليه السلام نقل مىكند كه به يكى از يارانش هنگامى كه او را براى گردآورى زكات مأمور ساخت ، دستورهاى مفصلى داد از جمله اينكه : « أَنْ يَتَلَقَّاهُمْ بِبَسْطِ الْوَجْهِ وَ لِينِ الْجَانِبِ وَ أَمَرَهُ أَنْ يَلْزَمَ التَّوَاضُعَ وَ يَجْتَنِبَ التَّكَبُّر ؛ با چهرهء گشاده و نرمش و تواضع با مردم برخورد كند و از تكبر بپرهيزد » . « 2 »
و در حديث ديگرى از همان حضرت آمده است كه مىفرمود : « وَ إِذَا كَانَ الْجَدْبُ أُخِّرُوا حَتَّى يُخْصِبُوا ؛ در خشكسالى گرفتن زكات را به تأخير بياندازيد تا خشكسالى بر طرف شود » . « 3 »
مرحوم شيخ حر عاملى نيز در كتاب وسائل الشيعه جلد 6 در كتاب الزكاة باب 14 احاديث متعدّدى در اين زمينه آورده است و مجموع اين احاديث نشان مىدهد كه اسلام از به كار گرفتن هر گونه خشونت به هنگام جمعآورى ماليات اسلامى نهى كرده و نهايت ارفاق را نسبت به مشمولين زكات لازم مىشمرد و به تعبير ديگر پرداخت زكات را تبديل به يك مسألهاى انسانى و اخلاقى كرده كه افراد با ايمان در آن پيشگام مىشوند و از بركات معنوى و مادى آن بهره مىگيرند نه به صورت گرفتن بدهىها از يك بدهكار نافرمان و متخلف .
البته ممكن است اين گونه برخورد محبّتآميز ضايعاتى داشته باشد و بعضى افراد از آن سوء استفاه كنند و حقوق مالى خود را نپردازند ؛ ولى تجربه نشان داده كه بركات مادى و معنوى آن بيشتر از ضايعات آن است به خصوص كه مىدانيم
هامش
( 1 ) . بحارالانوار ، ج 93 ، ص 85 .
( 2 ) . همان مدرك .
( 3 ) . همان مدرك .