ثَوَابَ الْمُتَصَدِّقِينَ ؟ ) .
اين حالت مخصوص به زياد نبود و نيست ، بسيارند كسانى كه به هنگام دعا از خدا تقاضاى پاداشهاى بسيارى مىكنند ؛ ولى در عمل چيزى كه سبب آن باشد انجام نمىدهند و در واقع اين تقاضا و دعا نوعى نفاق و دوگانگى خواستهها و اعمال است كه براى رسيدن به سعادت بايد از وجود انسان ريشهكن شود آنچه را مىخواهد ، هماهنگ با آن عمل كند ، هرچند از خدا بيش از آن را طلب نمايد .
آن گاه امام عليه السلام نامه را با بيان قاعدهاى كلى كه شامل تمام توصيههاى گذشته و فراتر از آن مىشود ، به پايان مىبرد و مىفرمايد : « و ( بدان ) انسان تنها به آنچه از پيش فرستاده جزا داده مىشود و بر آنچه قبلا براى خود ذخيره كرده وارد مىگردد و السلام » ؛ ( وَ إِنَّمَا الْمَرْءُ مَجْزِيٌّ بِمَا أَسْلَفَ وَ قَادِمٌ عَلَى مَا قَدَّمَ ، وَ السَّلَامُ ) .
نكتهها
1 . رابطهء اعمال و پاداشها
آنچه از تعليمات قرآن مجيد استفاده مىشود اين است كه اساس كار در قيامت بر رابطهء ميان اعمال و پاداشها و كيفرهاست يا مشاهدهء اعمال و نتيجهء آنها مىباشد ؛ « فَمَنْ يَعْمَلْ مِثْقالَ ذَرَّةٍ خَيْراً يَرَهُ * وَمَنْ يَعْمَلْ مِثْقالَ ذَرَّةٍ شَرًّا يَرَهُ » « 1 » در حالى كه بسيارى از مردم اساس را شفاعت و عفو الهى و مانند آن مىدانند و به همين دليل چندان به اعمال خود توجّه ندارند و همين طرز فكر گاهى آنها را در ترك واجبات و ارتكاب محرّمات سهلانگار مىكند . به يقين شفاعت حق است ، عفو الهى يك واقعيّت است ؛ ولى اينها اساس نجات در روز قيامت نيست . آن روز « يوم الدين » است يوم جزا و گرفتن نتيجهء اعمال .
امام عليه السلام نيز در نامهء بالا به اين مسأله تأكيد فرموده و مىگويد : تنها انسان به
هامش
( 1 ) . زلزال ، آيهء 7 و 8 .