كه سعد ( فرستادهء امير مؤمنان على عليه السلام ) گفته است كه تو به او دشنام دادهاى و تهديد كردهاى و بر اثر كبر و غرور اجازهء ملاقات به او ندادهاى . چه چيز تو را به اين تكبر فرا خوانده در حالى كه رسول خدا صلى الله عليه و آله فرمود : بزرگى شايستهء ذات پاك خداست و هر كس در اين امر با خدا به منازعه برخيزد خدا او را در هم مىشكند ؟
( اضافه بر اين ) سعد به من خبر داده كه تو انواع مختلف غذاها را در روز واحد بر سر سفرهء خود حاضر مىكنى و همه روز بدن خود را با روغن مخصوص چرب مىكنى ( كه در واقع نوعى وسيلهء آرايش آن روز بود ) . « 1 »
سپس امام عليه السلام به او دستور صدقه در راه خدا و كمك به ضعفا و فقرا مىدهد و همچنين به او مىفرمايد : سخنان تو سخنان نيكان است اما عملت عمل خاطيان و گنهكاران . اگر واقعاً چنين باشد به خود ستم كردى و اعمالت را بر باد دادى . . . . « 2 »
با توجّه به آنچه در بالا آمد به سراغ تفسير نامه مطابق آنچه مرحوم سيد رضى آورده است مىرويم . امام عليه السلام نخست چهار دستور ضمن عباراتى كوتاه و پر معنا به زياد مىدهد ابتدا مىفرمايد : « ( اى زياد ) اسراف را كنار بگذار و ميانهروى را پيشه نما » ؛ ( فَدَعِ الْإِسْرَافَ مُقْتَصِداً ) .
اشاره به سفرههاى رنگين زياد و تجمّلپرستى اوست كه اين كار براى همهء مسلمانان نكوهيده است مخصوصاً براى حاكمان و منصوبين از طرف آنها .
البته اسراف منحصر به زياده روى در غذا و امثال آن نيست ، بلكه زيادهروى در همه چيز در اسلام نكوهش شده است حتى در عبادات كه گاهى سبب خستگى و بىميلى نسبت به اطاعت و عبادت مىشود .
هامش
( 1 ) . دربارهء استفاده از انواع روغنها ( و كرمها ) براى نرم كردن موها و صورت و بدن و آنچه در آن زمان معمول بوده و آنچه مستحب و مكروه است ، مرحوم صاحب وسائل در وسائل الشيعه در جلد اوّل كه از باب 102 آداب الحمام شروع مىشود ، روايات فراوانى ذكر كرده است و از تعبير امام عليه السلام در عبارت بالا بر مىآيد كه زيادهروى در اين كار برنامهء افراد ثروتمند و متنعم بوده است .
( 2 ) . اين مضمون را بلاذرى در انساب الاشراف و ابن ابى الحديد در شرح نهجالبلاغهء خود ( ج 16 ، ص 196 ) آوردهاند .