جاى در غلطيدن دشمن را مهيا سازيد » ؛ ( وَ أَعْطُوا السُّيُوفَ حُقُوقَهَا ، وَ وَطِّئُوا لِلْجُنُوبِ مَصَارِعَهَا ) . « 1 »
شمشير مهمترين ابزار مبارزه و جنگ در آن زمان بود . هنگامى كه شمشيرزن در برابر دشمن قرار مىگيرد بايد از اين وسيلهء جنگى حداكثر استفاده را بنمايد و اداى حقش همين است .
جملهء « وَطِّئُوا لِلْجُنُوبِ . . . » اشاره به اين است كه ضربات خود را چنان محكم بر دشمن وارد سازيد كه با همان ضربات نخستين بر خاك بيفتد ؛ گويى جايگايشان را از پيش براى فرو غلطيدن و به خاك افتادن فراهم ساختهايد .
بعضى نيز احتمال دادهاند كه اشاره به لشكر خودى است يعنى در عين اينكه هدفتان پيروزى بر دشمن است آمادهء شهادت در راه خدا نيز باشيد و پهلوهاى خود را براى قرار گرفتن بر خاك آماده سازيد .
ولى با توجّه به جملهء قبل و جملهء بعد از آن ، اين معنا بعيد به نظر مىرسد ، زيرا هر دو دعوت به ضربات كارى بر دشمن است .
حضرت در پنجمين و ششمين دستور كه در واقع ادامهء همان بحث ضربات كارى بر دشمن است مىفرمايد : « خود را براى زدن سختترين نيزه و شديدترين ضربهء شمشير بر پيكر دشمن به هيجان در آوريد » ؛ ( وَ اذْمُرُوا « 2 » أَنْفُسَكُمْ عَلَى الطَّعْنِ « 3 » الدَّعْسِيِّ « 4 » ، وَالضَّرْبِ الطِّلَحْفِيِّ ) . « 5 »
هامش
( 1 ) . « مصارع » جمع « مصرع » به معناى محلى است كه كسى بر زمين مىافتد .
( 2 ) . « اذمروا » امر است از ريشهء « ذمر » بر وزن « امر » به معناى تهييج كردن و برانگيختن است .
( 3 ) . « الطعن » به معنى فرو كردن نيزه در بدن دشمن است . اين واژه به صورت كنايى به معنى عيبجويى نيز به كار مىرود .
( 4 ) . « دعسىّ » از ريشهء « دعس » بر وزن « درس » به معناى پر كردن و گاه به معناى اثر گذاشتن آمده است . اين واژه در جايى كه نيزهاى بر بدن دشمن فرو كنند و گويى جوف او را پر مىكند و بر بدن او اثر مىگذارد به كار رفته است .
( 5 ) . « طلحف » به معناى شديد است .