مُعَاوِيَةُ سَاسَةَ الرَّعِيَّةِ ، وَ وُلَاةَ أَمْرِ الْأُمَّةِ ؟ بِغَيْرِ قَدَمٍ سَابِقٍ ، وَ لَا شَرَفٍ بَاسِقٍ ) . « 1 »
درست است كه خاندان بنىاميّه و اجداد آنها زمانى حكمران بودند ولى اين مربوط به زمان جاهليّت و كفر و شرك است و تعبير به « وُلَاةَ أَمْرِ الْأُمَّةِ » نشان مىدهد كه منظور امام عليه السلام ، عصر ظهور اسلام است ؛ زيرا مىدانيم كه به هنگام ظهور اسلام خاندان بنى اميّه و در رأس آنها ابوسفيان در جبههء مخالف اسلام كار مىكردند و مدافع مشركان و كفار بودند .
تعبير به « سَاسَةَ الرَّعِيَّةِ » و « وُلَاةَ أَمْرِ الْأُمَّةِ » ممكن است از قبيل عطف تفسيرى باشد و هر دو اشاره به همان حكومت اسلامى داشته باشد ؛ ولى اين احتمال نيز وجود دارد كه « سَاسَةَ الرَّعِيَّةِ » مربوط به دوران قبل از اسلام و تعبير به « وُلَاةَ أَمْرِ الْأُمَّةِ » مربوط به ظهور بعد از اسلام باشد ، زيرا قبل از اسلام بنىاميّه تنها زعيم قبيلهء خود بودند ؛ ولى رعيّت به معناى وسيع كلمه و به تعبير ديگر « مردم مكّه » تحت زعامت عبدالمطلب و بعد از او ابوطالب قرار داشتند .
امام عليه السلام در تعبير خود به « بِغَيْرِ قَدَمٍ سَابِقٍ . . . » به اين واقعيّت اشاره مىكند كه حكومت و زمامدارى بر امّت اسلامى نياز به شرايطى دارد از جمله پيشگام بودن در اسلام و شرافت والاى نسب در حالى كه معاويه فرزند ابوسفيانى است كه تا آخرين لحظهها در برابر پيغمبر اكرم مقاومت كرد و داستان آلودگيهاى مادر معاويه معروف است .
آن گاه امام عليه السلام در ضمن سه جمله به او هشدار مىدهد ؛ نخست مىفرمايد :
« پناه به خدا مىبريم از اينكه ريشههاى شقاوت پيشين آثار پايدار بگذارد » ؛ ( وَ نَعُوذُ بِاللَّهِ مِنْ لُزُومِ سَوَابِقِ الشَّقَاءِ ) .
اين جمله احتمالا اشاره به آن است كه معاويه به خاطر وراثت نامناسبى كه از پدر و مادر ( ابوسفيان و هند جگرخوار ) داشت و ساليان دراز با پيغمبر اسلام
هامش
( 1 ) . « باسق » به معناى بلند و مرتفع از ريشهء « بسوق » بر وزن « طلوع » گرفته شده .