نيستم ؟ حضرت فرمود : آرى تو شهيد راه خدا هستى .
اما حمزه بن عبدالمطلب در جنگ احد كه بعد از واقعهء بدر در سال سوم هجرت واقع شد به وسيلهء وحشى كه اسم با مسمّايى داشت ! به شهادت رسيد .
سبب اين جنگ را چنين نوشتهاند كه مشركان بعد از شكست در جنگ بدر به مكّه برگشتند و با يكدگر ( به رهبرى ابوسفيان ) هم قسم شدند كه بخشى از شتران خود را بفروشند و وسائل حملهء مجددى را به مسلمانان فراهم كنند در نتيجه سه هزار نفر از داخل و خارج مكّه با دويست اسب و سه هزار شتر و هفتصد زره گردآورى كرده آمادهء حركت به سوى مدينه شدند .
داستان اين جنگ بسيار مفصل است . همين مقدار مىدانيم كه بر اثر اشتباه بعضى از مسلمانان و سرپيچى از فرمان پيغمبر صلى الله عليه و آله سرانجام اين جنگ به شكست مسلمانان پايان گرفت ، دندان و صورت پيغمبر صلى الله عليه و آله بر اثر سنگى كه « عتبة بن ابى وقاص » به سوى آن حضرت پرتاب كرد مجروح شد و حمزه مرد « شجاع لشكر اسلام » عموى باوفاى پيغمبر اكرم شربت شهادت نوشيد ؛ « هند » همسر ابوسفيان و مادر معاويه كه با گروهى از زنان ، لشكر دشمن را همراهى مىكردند در پايان جنگ به مثله كردن شهداى مسلمان پرداختند ، هند گوش و بينى را مىبريد و براى خود گردنبند مىساخت . جگر حضرت حمزه را از پهلويش بيرون آورد و به دندان گرفت و قصد خوردن آن را داشت ؛ ولى نتوانست و بيرون افكند و به همين دليل مسلمانان او را هند جگرخوار و معاويه را پسر هند جگرخوار ناميدند .
اما جعفر بن ابىطالب در غزوهء موته به قتل رسيد . اين جنگ كه در سرزمين موته نزديك شام ( مرز شمالى جزيرة العرب ) در سال هشتم هجرت واقع شد ، از اينجا نشأت گرفت كه پيغمبر اكرم ، رسولى از سوى خود به نام حارث بن عميرة به سوى حاكم بُصرى فرستاد و او را دعوت به اسلام كرد . هنگامى كه او به
پيام امام امير المومنين ( ع ) ( فارسى ) — صفحة 118
مساهمون: الشيخ ناصر مكارم الشيرازي
ص١١٨