و كتاب خدا همين را مىگويد .
امّا اينكه گفتيد : ما بيشتر زحمت كشيدهايم ، مىدانيد عدهاى از همه بيشتر اسلام را يارى كردهاند ، پيامبر در تقسيم بيتالمال آنان را با ديگران به يك چشم مىنگريست » .
ابن ابى الحديد سپس مىگويد :
« اگر گفته شود ابو بكر اموال را به طور مساوى تقسيم مىكرد ، پس چرا كسى اعتراض نكرد ؟ در پاسخ بايد گفت : او بعد از پيغمبر بود و مردم با تقسيم پيغمبر عادت كرده بودند ؛ امّا هنگامى كه عمر سر كار آمد عدهاى را برترى داد ، و پس از او عثمان اين برترى را بيشتر كرد .
اين عمل ، 22 سال ادامه پيدا كرد و مردم به اين وضع عادت كردند . برگرداندن مردم از اين وضع اين مشكلات را به وجود مىآورد » . « 1 »
2 . جايگاه واقعى مشورت
بىشك مشورت از اصول شناخته شدهء اسلام و همهء عقلاى جهان است و همانگونه كه در روايات وارد شده ، عقل واحدى را به عقول كثيره پيوند مىزند « من شاور الرّجال شاركهم في عقولهم » « 2 » ولى مشورت اركان و شرايطى دارد كه اگر از آنها دور شود نه تنها مفيد نخواهد بود ؛ بلكه گاه نتيجهء معكوس مىدهد . از جمله مشورت بايد در امورى باشد كه مورد ترديد و نفى و اثبات واقع مىشود و اگر مردم بخواهند احكام و موضوعات مسلّم را تحت مشورت قرار دهند چه بسا باعث ترديد در اساس احكام الهى و وظايف مسلّم عقلى مىگردد .
فىالمثل كسى بخواهد مسئلهء وجوب حج يا حجاب اسلامى را به آراى
هامش
( 1 ) . شرح نهج البلاغهء ابن ابى الحديد ، ج 7 ، ص 43 - 45 .
( 2 ) . نهج البلاغه ، كلمات قصار ، 161 .