بخشى ؛ امّا اموال را بالسويه تقسيم كردى و بدون مشورت ما اين عمل را انجام دادى .
امام عليه السّلام فرمود : استغفار كنيد كه من ( چنين شرطى را از شما بر خلاف رضاى خدا پذيرفته باشم ) هم اكنون بگوييد آيا حقى از شما گرفتهام ؟ يا به شما ستم نمودهام ؟
گفتند : معاذ اللّه .
فرمود : آيا حكم و يا حقى مربوط به يكى از مسلمانها بوده كه من جاهل به آن بودهام و يا از گرفتن آن عاجز ماندهام ؟
گفتند : نه .
فرمود : آيا از بيت المال براى خود چيزى ذخيره كردهام ؟
گفتند : نه !
فرمود : پس چرا مخالفت مىكنيد ؟
گفتند : زيرا در قسمت كردن بيت المال بر خلاف عمر بن خطّاب قدم بر مىدارى و ما را با ديگران مساوى قرار مىدهى با اينكه غنائم با شمشير ما به دست آمده است .
باز امام عليه السّلام فرمود :
امّا در مشورت با شما ، من به حكومت رغبتى نداشتم ، مرا به سوى آن فرا خوانديد و اصرار ورزيديد ترسيدم اگر رد كنم اختلاف افتد . پس از قبول مسئوليت در كتاب خدا و سنّت پيامبر نظر افكندم آنچه مرا راهنمايى كردند عمل نمودم ، احتياج به نظر و رأى شما نديدم ، چنانچه ( فرضا ) حكمى در كتاب خدا نباشد و در سنّت پيامبر دليلى بر آن نيابم و نياز به مشورت بود با شما مشورت خواهم كرد .
امّا در مورد تقسيم به طور مساوى ؛ همه مىدانيم پيامبر صلّى اللّه عليه و إله چنين دستور داده
پيام امام امير المومنين ( ع ) ( فارسى ) — صفحة 92
مساهمون: الشيخ ناصر مكارم الشيرازي
ص٩٢