تخطي إلى المحتوى الرئيسي

پيام امام امير المومنين ( ع ) ( فارسى ) — صفحة 82

مساهمون:

ص٨٢
حافظان راستين اسلام و صحابه حقيقى پيامبر صلّى اللّه عليه و إله چه ويژگىهايى داشتند . شايد اين سخنان داغ در آن دلهاى سرد اثر بگذارد و براى جهاد با ظالمان و جانيان به‌پا خيزند . سپس امام عليه السّلام با صداى رسا و بانگ بلند ندا داد : « اى بندگان خدا جهاد ، جهاد . آگاه باشيد من امروز لشكر را به سوى اردوگاه حركت مىدهم آن كس كه مىخواهد به سوى خدا حركت كند با ما كوچ نمايد » ؛ ( ثمّ نادى بأعلى صوته : الجهاد الجهاد عباد اللّه ! ألا و إنّي معسكر في يومي هذا ؛ فمن أراد الرّواح إلى اللّه فليخرج ! ) . به اين ترتيب امام عليه السّلام بعد از آن همه بيانات تكان‌دهنده و بيدارگر ، مردم را براى جهاد به سوى دشمن دعوت كرد و گروه زيادى از مردم از سخنان امام عليه السّلام به شوق آمدند و احساس مسئوليت كردند و آمادهء حركت به ميدان جهاد شدند . * * * « نوف بكالى ( راوى اين خطبه ) مىگويد : امام عليه السّلام پرچمى به امام حسين عليه السّلام براى يك لشكر ده هزار نفرى داد و پرچمى به قيس ابن سعد - كه رحمت خدا بر او باد - براى ده هزار و به ابو ايوب انصارى براى ده هزار و براى ديگران هركدام به تعدادهاى ديگر ، و اين در حالى بود كه مىخواست به صفين بازگردد ولى هنوز روز جمعه نگذشته بود كه ابن ملجم - كه لعنت خدا بر او باد - امام عليه السّلام را ضربت زد و لشكرها بازگشتند و ما همچون گلّه‌هايى بوديم كه شبان خود را از دست مىدهد و گرگان از هرسو به آنها حمله‌ور مىشوند و آنها را مىربايند » ؛ ( قال نوف : و عقد للحسين عليه السّلام في عشرة آلاف ، و لقيس بن سعد قدّس سرّه في عشرة آلاف ، و لأبي أيّوب الأنصاري في عشرة آلاف ، و لغيرهم على أعداد أخر ، و هو يريد الرّجعة إلى صفين ، فما دارت الجمعة حتّى ضربه الملعون ابن ملجم لعنه اللّه ، فتراجعت العساكر ، فكنّا كأغنام فقدت راعيها ، تختطفها الذئاب من كلّ مكان ! ) . به اين ترتيب گرگان شام و غارتگران سپاه معاويه شادمان شدند و از اينكه خطر بزرگى