در ادامهء اين سخن ، امام نتيجهگيرى مىكند و مىفرمايد : « پس نبايد هيچكس به آنچه ( در راه خدا ) پرداخته دلبستگى داشته باشد و از اداى آنچه داده است بسيار تأسف بخورد » ؛ ( فلا يتبعنّها أحد نفسه ، و لا يكثرنّ عليها لهفه « 1 » ) .
آرى ! مردم دو گروهند ؛ گروهى زكات و ساير صدقات خود را با نهايت خشنودى در راه خدا مىدهند و به مضمون
« إِنَّما نُطْعِمُكُمْ لِوَجْهِ اللَّهِ لا نُرِيدُ مِنْكُمْ جَزاءً وَ لا شُكُوراً »
« 2 » همهء عشق و علاقهء آنها متوجهء جلب رضاى پروردگار است ؛ نه انتظار سپاسگزارى دارند و نه پاداش و جزايى از گيرندگان مىطلبند ؛ ولى گروه ديگرى به سختى جان كندن ، زكات را از خود جدا مىكنند و پيوسته دلشان نگران آن است و گاه و بىگاه مىگويند فلان مالى را كه براى زكات داديم چقدر خوب و مرغوب بود و چه اندازه براى آن زحمت كشيده بوديم و اگر امروز در دست ما بود چنين و چنان مىشد . اين گروه ، مصداق همان چيزى هستند كه امام عليه السّلام در عبارت بالا فرموده است . اكنون ببينيم امام پيامدهاى منفى آن را چگونه بيان مىكند ، مىفرمايد : « زيرا آنكس كه بدون طيب خاطر به اميد دريافت چيزى كه برتر از آن است آن را بپردازد او نسبت به سنّت پيامبر ، جاهل ، و از گرفتن پاداش مغبون شده است ، در عمل گمراه و پشيمانى او طولانى خواهد بود » ؛ ( فإنّ من أعطاها غير طيّب النّفس بها ، يرجو بها ما هو أفضل منها ، فهو جاهل بالسّنّة ، مغبون الأجر ، ضالّ العمل ، طويل النّدم ) .
در تفسير جملهء « يرجو بها ما هو أفضل منها » جمعى از شارحان نهج البلاغه گفتهاند :
منظور اين است كه انسان باايمان در اداى زكات و ساير قربات حتّى انتظار بركت مال و برخوردارى از مواهب بيشتر الهى را نداشته باشد ، بلكه تنها رضا و خشنودى خدا را در نظر بگيرد ؛ ولى اين تفسير با تعبير « جاهل بالسنّة » و « ضالّ العمل » سازگار نيست ، زيرا از روايات اسلامى به خوبى استفاده مىشود كه انتظار فضل و عنايت الهى در اينگونه موارد
هامش
( 1 ) . « لهف » به معناى غصّه ، تأسف ، اندوه و افسوس است .
( 2 ) . دهر ، آيهء 9 .