تخطي إلى المحتوى الرئيسي

پيام امام امير المومنين ( ع ) ( فارسى ) — صفحة 699

مساهمون:

ص٦٩٩
سپس مىافزايد : « اهلش در حال نابودى ، حلقه‌هايش درهم شكسته ، اسبابش از هم گسيخته ، پرچمهايش كهنه و پوسيده ، عيوبش آشكار شده و طول عمرش به كوتاهى گراييده بود » ؛ ( و تصرّم « 7 » من أهلها ، و انفصام من حلقتها ، و انتشار من سببها ، و عفاء « 8 » من أعلامها ، و تكشّف من عوراتها ، و قصر من طولها ) . اين تعبيرات چهارده‌گانه ، همه اشاره به اين است كه جهان رو به زوال مىرود و ما در بخش آخرين آن قرار گرفته‌ايم . امكانات ، نعمتها ، مواهب و استعدادها در همهء ابعاد رو به زوال است . سپس مىفرمايد : « در چنين شرايطى ، خداوند پيامبر را ابلاغ‌كننده رسالتش قرار داد و سبب كرامت و افتخار امّتش ؛ همچون فصل بهار براى اهل زمانش بود و مايهء سربلندى ياران و اسباب شرف انصارش » ؛ ( جعله اللّه بلاغا لرسالته ، و كرامة لأمّته ، و ربيعا لأهل زمانه ، و رفعة لأعوانه ، و شرفا لأنصاره ) . آرى ! اين پيامبر بزرگ در بخش پايانى جهان ، بهار خرّم و سرسبز آفريد و پيروان خود را به اوج افتخار و قلّهء پيروزى رساند و همه را از بركات وجود خود برخوردار كرد و در آن شام تيره ، خورشيد درخشانى طالع ساخت . * * *
هامش
( 7 ) . « تصرّم » از ريشهء « صرم » بر وزن « سرو » به معناى قطع و بريدن گرفته شده است و « تصرّم » به معناى پايان گرفتن به كار مىرود . ( 8 ) . « عفاء » به معناى مصدرى و اسم مصدرى به كار مىرود ؛ يعنى زوال و اضمحلال . عفو و گذشت نيز از همين معنا گرفته شده است ؛ زيرا بر اثر عفو گناهان گذشته مضمحل مىشود .